![]() |
![]() |
|
| انجمن اسلامی دانشجویان (تاسیس1349) |
|
خبرنامه تربیت معلم: شبنم مددزاده عضو انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم که روز پنج شنبه گذشته بازداشت شد، به بند ۲۰۹ اوین منتقل شده است. صبح روز گذشته پس از مراجعه خانواده شبنم مددزاده برای پیگیری وضعیت وی، مسئولین به خانواده وی اظلاع دادتد که وی را بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل کرده اند. برادر وی، فرزاد مددزاده، که در پی مراجعه برای پیگیری وضعیت خواهرش بازداشت شد، نیز به زندان اوین منتقل شده است. طی هفته های گذشته اعضای انجمن اسلامی و دانشجویان دانشگاه تربیت معلم به مشکلات صنفی این دانشگاه معترض بوده و در مراحل جمع آوری امضا برای بیان اعتراضات خود بودند. روز شنبه گذشته کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت با انتشار بیانیه ای به بازداشت شبنم مددزاده در تهران و سحر یزدانی در شیراز اعتراض کرده و خواستار آزادی هرچه سریعتر این دو دختر دانشجو شد.
خبرنامه تربیت معلم: شبنم مددزاده که از روز پنجشنبه توسط نیروهای اطلاعات بازداشت و به دادگاه انقلاب انتقال داده شده بود همچنان در بازداشت به سر می برد، این در حالی است که تلاش های خانواده خانم مددزاده برای ملاقات با فرزندشان بی نتیجه مانده و خانواده او بشدت نگران وضعیت فرزندشان می باشند. تاکنون 5 روز از بازداشت خانم مدد زاده می گذرد و تلاش ها برای پیگیری وضعیت ایشان همچنان ادامه دارد.
خبرنامه تربیت معلم: کمیسیون زنان دفتر تحکیم با اعتراض به بازداشت شبنم مددزاده در روز پنج شنبه گذشته به بازداشت های نگران کننده دختران دانشجو اعتراض کرد. کمیسیون زنان دفتر تحکیم همچنین به بازداشت سحر یزدانی فعال دانشجویی دانشگاه شیراز اعتراض کرده و خواستار آزادی هر چه سریعتر شبنم مددزاده و سحر یزدانی شد. متن این اطلاعیه به شرح زیر است: در پی اعتراضات صنفی در دانشگاه تربیت معلم کرج با خبر شدیم که شبنم مددزاده - دبیر سیاسی انجمن اسلامی این دانشگاه و عضو هیئت رئیسه شورای تهران دفتر تحکیم- از صبح پنج شنبه ۲ اسفند ماه ناپدید شده است. پس از آنکه این دانشجوی سال سوم کامپیوتر دانشگاه تربیت معلم کرج صبح پنج شنبه از خوابگاه خارج شد، ساعت ۲ بعداز ظهر همان روز طی تماس تلفنی از بردار وی خواسته شد که با مراجعه به پاسگاه رجایی شهر کرج وی را تحویل بگیرد. آقای مددزاده به سمت پاسگاه روانه شد اما دیگر بازنگشت. خانواده و اعضای انجمن اسلامی این دانشگاه علی رغم آنکه طی روز گذشته به همه پاسگاه های نیروی انتظامی کرج مراجعه کرده اند، نتوانسته اند اطلاعی از این خواهر و برادر بیابند. این فعال دانشجویی در حالی ناپدید شده اند که دانشجویان دانشگاه تربیت معلم کرج از روز سه شنبه در رابطه با نحوه توزیع غذا در خوابگاه های این دانشگاه شروع به جمع آوری امضا کرده بودند. دانشجویان این دانشگاه خرداد ماه سال گذشته نیز در اعتراض به مسائل صنفی تحصن ۱۰ روزه ای را در خوابگاه تریتب داده بودند که منجر به امضای توافق نامه ای با دانشگاه شد. این دختر دانشجو و بردارش در حالی ربوده شده است که ۱۰ روز از بازداشت سحر یزدانی فعال دانشجویی دانشگاه شیراز در بازداشتگاه وزارت اطلاعات می گذرد. در پی موج جدید سرکوب فعالین دانشجویی، سحر یزدانی که به درخواست دادستان دادگاه انقلاب و جهت اطلاع از وضعیت همسرش یونس میرحسینی -دانشجوی بازداشتی دانشگاه شیراز- در این دادگاه حضور یافته بود، با اتهامی نامشخص بازداشت شد. کمیسیون زنان تحکیم ضمن ابراز نگرانی نسبت به سلامت دانشجویان بازداشتی، خواهان آزادی هرچه سریعتر آنها و برخورد قاطع و قانونی با عوامل این بازداشت های خودسرانه است. میسیون زنان دفتر تحکیم وحدت ۳ اسفند ۱۳۸۷
بسم الحق <<شبنم مددزاده>> صد سال مبارزه برای آزادی و عدالت... آه اگر آزادی سرودی می خواند کوچک همچون گلوگاه یکی پرنده ای هیچ کجا دیواری فرو ریخته بر جای نمی ماند سالیان بسیار نمی بایست دریافتن را که هر ویرانه نشانه غیاب انسانی ست که حضور انسان آبادانی ست... " آزادی" گران بهاترین جواهر دنیا در گنجینه وجود و در تاریخ ملت هاست که در طول تاریخ مبارزه های زیادی برای رسیدن به آن شده و خونهای زیادی به پای درخت آزادی ریخته شده است چرا که درخت آزادی با خون آزادیخواهان روی زمین پا می گیرد. "آزادی" واژه ای آشنا برای مردم ایران است نه به خاطر اینکه سالیان دراز آن را تجربه و لمس کرده اند، تنها به خاطر اینکه بیش از صد سال است که برای رسیدن به این آرزوی بزرگ مبارزه می کنند. بله بیش از صد سال است که برای رسیدن به یگانه گوهر وجود و رسیدن به حداقل ترین حقوق انسانیشان در مقابل استبداد و استکبار ایستاده اند و در طول این سالیان ایستادگی و مبارزه، به جز مقاطعی گذرا و کوتاه هیچ گاه طعم شیرین آزادی را نچیشده اند. فریاد آزادیخواهی از زمان مبارزه دلاورانه ستارخان با یاران اندکش از یک کوچه کوچک آغاز شد و سرانجام در کل شهر و بعد در سراسر ایران طنین افکن شد. آتش مبارزه از یک کوچه به یک شهر و بعد در سراسر ایران زبانه کشید و این آتش خشم هم چنان شعله ور و فروزان ماند تا مبارزات میرزا کوچک خان در جنگل های شمال و تا مبارزات خیابانی و پسیان و مبارزات نهضت ملی مصدق کبیر و تا انقلاب ضدسلطنتی 1357 هم چنان شعله ور ماند. مردم ایران از یکصد سال پیش نوای آزادی سر دادند و در انقلاب ضدسلطنتی آن رابه اوج رساندند. انقلاب ضد سلطنتی 57 با شعار آزادی، استقلال و انزجار از حکومت استبدادی و دیکتاتوری به بار نشست، خونهای بیشماری برای رسیدن به این آرمان مقدس ریخته شد. 22 بهمن 1387 سی امین سالگرد این تغییرو تحول یود. تغییر و تحولی که نظام" جمهوری اسلامی" را منجر شد. نظامی که با شعار آزادی مردم و برقراری عدالت در جامعه و برابری همه اقشار جامعه بنا شد. کارنامه سی ساله این نظام به خوبی چهره حاکمان بر مسند نشسته که حکومت را در انحصار خود در آورده اند را آشکار می کند. در اینجا شاید مجالی برای پرداختن به تمامی موضوعات و بررسی تمامی اتفاقات که در طول این سی سال به وقوع پیوسته نباشد.فقط نگاهی کوتاه به سطرهای کارنامه سی ساله در مورد دانشجویان و زنان و مسئله حقوق بشر می اندازیم. در یکی از سطرها این کارنامه چنین می خوانیم. - 150 هزار نفر در کشور زندانی هستند. این رقم نسبت به متوسط جهان و آسیا بالاتر است. در کشور ایران به ازای هر 100 هزار نفر 200 نفر زندانی هستند این در حالی است که در آسیا از هر 200 هزار 140 نفر و در جهان 184 نفر زندانی هستند. (27 خرداد 87 علی اکبر سیاقی رئیس سازمان زندانها) - 1 آبان 87 سازمان خبرنگاران بدون مرز اعلام کرد ایران سالهاست که صدرنشین کشور های خاورمیانه برای داشتن بیشترین تعداد روزنامه نگار زندانی است. - سه ماهه ی اول 86 در تهران 62785 زن بازجویی خیابانی شدند. اعدام نوجوانان زندانی که در حین ارتکاب جرم کمتر از 15 سال سن داشتند. مطبوعات مستقل در همان سالهای اول انقلاب با تیغ سانسور مواجه شدند. پیروان مذاهب دیگر در اثر انواع و فشار و محدودیت ها مجبور به ترک وطن شدند و اجازه نیافتند حتی مذهبشان را به کودکانشان بیاموزند. بله در نظام جمهوری اسلامی نه فقط شاهد نفی آزادی های دموکراتیک بلکه شاهد پایمال شدن اولیه ترین حقوق انسانی و بدیهی ترین حقوق فردی هستیم. از همان سال های اول انقلاب با شعار "یا روسری یا تو سری" سرکوب زنان آغاز شد و این شعار محور اصلی سرکوب های بعدی و مبنای تمامی سیاست های بعدی برای تفکیک جنسیتی شد چنانکه شاهد تفکیک جنسیتی کتابهای درسی هم هستیم. اولین نقض عهدها در مورد زنان: 7 اسفند 57 ملغی نمودن قانون حمایت از خانواده (این قانون اختیارات محدودی را به زنان در خانواده اختصاص داده بود). 8 اسفند 57 خدمات اجتماعی زنان ملغی شد. 13 اسفند 57 زنان قاضی از قضاوت و حضور در قوه ی قضاییه محروم شدند. در یکی دیگر از سطرهای سیاه این کارنامه چنین می خوانیم: در نیمه سال1385، 60 حکم اعدام و سنگسار در مورد زنان صادر گردید. شمار دختران فراری به بیش از 300 هزار نفر رسیده است. سن فحشا از 17 سالگی به 13 سالگی تنزل پیدا کرده است. موج حذف و پایمالی حقوق زنان از سال های اول انقلاب تا به اکنون هیچ وقت توقف نداشته و قدم به قدم زنان را زیر انواع و اقسام سر کوبها قرار داده اند. دکتر زهرا بنی یعقوب پزشک 27 ساله روز 20 مهر86 در یکی از پارکهای همدان دستگیر شد. دادگستری همدان 48 ساعت بعد از دستگیری اعلام کرد که وی خود کشی کرده است. در مورد دانشجویان این سرکوبها به طور مداوم و مستمر ادامه داشته و روزی در تاریخ جنبش دانشجویی نبوده که بدون دستگیری یا احضار به کمیته انضباطی باشد. از همان سال های اول انقلاب نوک تیز پیکان برخورد وسرکوب ، دانشگاهیان و دانشجویان را نشانه رفت و سرکوب دگر اندیشان و تحول خواهان جز برنامه های اصلی حاکمیت شد. تعطیلی دانشگاهها، کانون مبارزه و آگاهی بخشی مردم، با نام انقلاب فرهنگی و حمله به کانون نویسندگان ایران از نمونه این بر خوردها هستند.در سال های دیگر هم این روند با شدت بیشتری ادامه یافت و همانطور که شاهد هستیم در دوره دولت مهروز نهم این برخوردها به اوج خود رسید. قشر دانشجو هم از این مهر ورزی ها بی نصیب نماند.زندان ، شکنجه ، تعلیق و انواع و اقسام احکام کمیته انظباطی ، توقیف نشریات دانشجویی و یر خورد با تشکل های دانشجویی وانحلال آنها نمونه هایی از مهرورزی از نوع دولت نهم با دانشجویان است. بله در زمانی که اقتدار طلبان حکومت در محافل سیاسیِ ژست های سیاسی گرفته و ایران را آزاد ترین کشور دنیا معرفی می کنند صدها دانشجو وقشر آگاه ایران فقط به خاطر دگر اندیشی طعم تلخ زندانهای نظام جمهوری اسلامی را می چشند.نظامی که قرار بود مارکسیست ها هم در آن آزاد باشند. هم چنین در مدت این سی سال رشد و پیشرفت اقتصادی هرگز مطرح نبوده است، تورم، گرانی، افزایش آمار زیر خط فقر و رشد فاصله طبقاتی در جامعه از آثار سیاست های اقتصادی غلط حاکمیت است. هیچ امنیت اقتصادی و سرمایه گذاری و همکاری عمومی در کشور مشاهده نمی شود . با این حال در جریان افزایش غیر منتظره قیمت نفت در دو سال گذشته که برای کشور در آمدی چشمگیر داشت، نه تنها ریالی از این درآمد نصیب مردم ایران نشد و هیچ بهبودی در وضعیت معیشت مردم ایجاد نشد بلکه شاهد افزایش روز به روز فقر در جامعه و شکاف طبقاتی نیزبودیم. در مرداد ماه 87 قالیباف خبر از گسترش چادر نشینی در تهران داد و موسی رضا ثروتی یکی از اعضای مجلس شوری اسلامی خبر از 14 میلیون نفر زیر خط فقر داد. مرگ آرام تهیدستان بر اثر گرسنگی و کارتن خوابها بر اثر سرمای زمستان بیشتر شده است. روزنامه های دولتی 2 سال پیش از مرگ بیش از 200 کارتن خواب در خیابانهای تهران بر اثر سرما خبر دادند. شکاف عظیم طبقاتی بین کاخ نشینان و طبقات محروم منشاء عمده نابسامانی های جامعه است که وضعیت کشور را به صورت انفجاری در آورده است و روزانه شاهد اعتراضات مردمی در گوشه کنار کشور هستیم. اعتصاب و اعتراض کارگران کارخانه لاستیک البرز به علت عدم پرداخت حقوق معوقه خود یا اعتصابات کارگران کارخانه نیشکر خوزستان واعتراضات معلمان و پرستاران و... بله این آمار تکان دهنده تنها قطره ای از دریای نقض عهدها در تمام حوزه های زندگی مردم ایران بعد از انقلاب ضد ساطنتی است. آنچه که بعد از گذشت 30 سال از انقلاب ضدسلطنتی در این نظام به خوبی نمایان است به جای رسیدگی به خواسته ها و مطالبات مردمی حرکت به سوی تنگ تر کردن هر چه بیشتر دایره حکومتی، روال شناخته حاکمان کشور شده است. ریل سرکوب هم چنان ادامه دارد،بساط دشنه و دار و شکنجه و زندان همواره بر پا بوده است تا با امروز. حتی در دوره به اصطلاح اصلاحات که خاتمی شعار "زنده باد مخالف من" سر می داد صدها تن از دگر اندیشان و آزادیخواهان طعم تلخ زندانها ی نظام جمهوری اسلامی را چشیدند. در طی این سالیان سرکوب به موزیک متن این نظام تبدیل شده است و با همه شعارهای به اصطلاح حکومت قانون و جامعه مدنی، مسئولین هیچ انتقادی را بر نمی تابند هرچه زمان گذشته است دایره سرکوب وسیع تر شده، سرکوب اقلیت ها ی مذهبی و سرکوب های قومی به طور مستمر در جریان بوده است و تمامی سرکوبها شکل قانونی به خود گرفته است. به طوری که در هر کشوری پارلمان آن کشور مظهر حاکمیت مردمی است، در حالی که در ایران در طی این سی سال حکومت جمهوری اسلامی این مکان یعنی "مجلس شوری اسلامی "سعی در قانونی و نهادینه کردن سرکوب و خفقان و تبعیض های جنسیتی و مذهبی، شلاق، سنگسار ، چشم در آوردن و بیشمار اعمال ضد انسانی... بود. تصویب لایحه حمایت از خانواده وبومی گزینی و جنسیتی کردن کنکورو تصویب جرایم رایانه ای و... از نمونه های شعارهای مردم سالاری!!! حاکمان است. بله مردمی که برای رسیدن به آزادی و زندگی بهتر و رسیدن به رفاه خون داده بودندو در مسیر پر کشاکش و خونبار انقلاب پیشتاز بودند. این چنین شاهد به تاراج رفتن آن دستاوردها توسط اقتدارگرایان بر قدرت نشسته و ذبح شدن کبوتر سپید آزادی هستند.ولی با این اوصاف و با وجود این چنین فضای خفقان در طول این سالیان سرسوزنی از حقوق قانونی خود کوتاه نیامده اند و فریاد آزادیخواهی و ظلم ستیزی از هر گوشه ایران طنین افکن شده است. آزادی آرمانی صد ساله و مقدس و والا برای مردم ایران است. چرا که بهترین فرزندانش را در این راه فدا کرده اند. هم اکنون هم شعله های آزادی هم چنان فروزان است و در قلب همه مشتاقان آزادی زبانه می کشد. مردم ایران قهرمانان خود را فراموش نکرده اند خروش و ظلم ستیزی ستارخانها و خیابانی ها و مصدق ها و جزنی ها ،حنیف نژادها و احمدزاده هاو... هم چنان از گلوی دانشجویان،زنان،کارگران،معلمان،پرستاران وسایراقشارجامعه بلند شده است. تاریخ گواه روشنی بر نابودی و شکست محتوم حکومت های استبدادی است. هیچ حکومتی در تاریخ نتوانسته با زندانی کردن آزاداندیشان و تحول خواهان جامعه آنها را به محاق ببرد و حکومت خود را تا به ابد تضمین نماید. روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت روزی که کمترین سرود بوسه است و هر انسان برای هر انسان برادری ست روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند قفل افسانه ای ست وقلب برای زندگی بس است.
|
|||||||||||||
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ توسط اعضای انجمن اسلامی تاسیس(1349)راه اندازی شده و در برگیرنده اخبار صنفی و سیاسی است.
|
|
RSS
|