یکی از وجه ممیزههای دولت کودتا که در چهار سال دولتداریاش، سنگینترین هزینهها را بر روی دست اصحاب فرهنگ این مملکت گذارد، سانسور تولیدات فرهنگی اعم از کتاب، روزنامه و دیگر فرآوردههای فرهنگی نظیر موسیقی و فیلم است. یکی از نقاط سیاه متعدد کارنامه دولت نهم لغو مجوز صدها کتاب و یا مشروط ساختن صدور مجوز انتشار کتب ادبی، سیاسی، جامعهشناختی و غیره بوده است. در میان خیل عظیم سانسور و لغو مجوز، انتشار کتابهایی مشابه آنچه در این نوشتار به آن پرداختهایم جالب توجه است. خوب است مروری داشته باشیم بر کتاب حاضر تا ببینیم دولت برآمده از کودتا چه تولیدات ارزنده و پرمحتوایی را در عرصه فرهنگ منتشر میکند و در معرض خرید خوانندگان قرار میدهد.
کتابی که به تازگی تحت عنوان «رویای کودتای مخملی» از سوی وزارت آموزش و پرورش دولت کودتا منتشر و در میان جمعی از کارکنان این وزارت توزیع شده است در ۹۶ صفحه تمام رنگی گلاسه چاپ و در تیراژ بسیار بالا منتشر شده است. کسانی که دستی در نشر و چاپ کتاب دارند خوب میدانند چاپ کتابی با این ویژگیها و میزان کیفیت کاغذ چقدر هزینهبر و گران است.
علت چاپ این کتاب با چنین تیراژ بالایی نیز توزیع گسترده آن در میان پرسنل آموزش و پرورش در سراسر کشور بوده است و با توجه به فرم مشخصاتی که در صفحه آخر این کتاب (که بیشتر به نشریه شباهت دارد)، آمده است، به نظر میرسد این کتاب به منظور آگاهسازی پرسنل آموزش و پرورش در مورد مفهوم کودتای مخملی و پاسخگویی به شبهات، اعتراضات و سوالات احتمالی دانشآموزان تدارک دیده شده است.
این مساله زمانی روشنتر میشود که به دستهبندی موضوعات این کتابچه نظری دقیقتر بیفکنیم تا سوگیریهای سیاسی و علت انتخاب چنین تیتری برای این به اصطلاح فرآورده فرهنگی(!) را بهتر دریابیم. اولین بخش این کتاب به شناخت پدیده نفاق در بیانات رهبر کشور اختصاص یافته است که مقدمهای است برای پیشبرد رویکرد سیاسی و ایدئولوژیک نویسندگان کتاب در سایر بخشها.
در بخش های بعدی تحت عناوینی نظیر ظهور و سقوط کودتای مخملی، کارگزاران انقلابهای رنگین و نیز دو بخش ویژه مربوط به وقایع بعد از انتخابات، نویسندگان این کتاب تلاش نمودهاند کلیه اعتراضات صورت گرفته بعد از انتخابات را به سبک و سیاق فارس نیوز، کیهان و بیستو سی توجیه کنند و با دروغپردازیها و تئوریپردازیهای متوهمانه خود، کلیه اتفاقات رخ داده در کشور را به سرویسهای اطلاعاتی جاسوسی خارجی متصل نمایند.
در دو بخش جداگانه این کتاب نیز به فعالیتهای کاربران اینترنتی بعد از کودتای ۲۲ خرداد پرداخته شده است و از اطلاعرسانی دقیق و لحظهبهلحظه سبزها تحت عنوان کودتای سایبری تحت نظارت سازمان سیا (!) نام برده شده است. با خیال و رویایی خوشتر از آنچه این قلمبدستان حامی کودتا گمان کنند کتاب را با سوال کودتای مخملی چگونه ناکام ماند ادامه می دهند و بر این باورند که با این دست توجیهات نخنما میتوانند چشم ملتی را برجنایتهای صورتگرفته ببندند.
اما بد نیست اشارهای به فضای آموزش و پرورش کشور بعد از کودتای ۲۲ خرداد داشته باشیم تا بهتر بستر فرهنگی و اجتماعی و سیاسی توزیع چنین کتابی در میان معلمان را درک کنیم: به شهادت بسیاری از کارکنان و معلمان با سابقه آموزش و پرورش، فضایی که بعد از کودتای ۲۲ خرداد در میان معلمان و کارکنان آموزش و پرورش حاکم شده است به لحاظ خفقان سیاسی، شبیه به نوعی حکومت نظامی است.
یکی از معلمان بینش و قرآن که بیش از ۱۵ سال است در چندین دبیرستان بهنام و مشهور شهرستان مشهد تدریس میکند، فضای آموزشی را چنین توصیف میکند:
»در این پانزده سال هیچ گاه این میزان ترس و خفقان در میان دبیران دبیرستانهایی که من در آنها سالهاست مشغول به کار هستم را شاهد نبودم. این فضا قبل از انتخابات با وعدههایی که احمدینژاد برای افزایش دادن حقوق معلمان داده بود و شایعاتی مبتنی بر راه اندازی یک وبسایت که در آن معلمان میتوانند با ثبت میزان بدهیهای خود و شماره حسابشان، از شر قرضها و وامهای پسداده نشده خود راحت شوند، این فضا به وجود آمد، به طوری که معلمانی که مخالف مشی سیاسی احمدینژاد بودند هم نمیتوانستند اشکارا از نامزد دیگری دفاع کنند. اما بعد از انتخابات و پیروزی یکشبه احمدینژاد، معلمان چنان شوکه شده و ترسیده بودند که حتی اگر کسی در دفتر معلمان سخنی از انتخابات به میان میآورد، به او بیتوجهی میشد و یا سریع حرف را عوض میکردند. فضا شبیه یک حکومت نظامی تمام عیار بود که در میان معلمان وجود داشت. »
با تاملی در سخنان این معلم میتوان به راحتی دریافت که توزیع کتابی با مشخصات یاد شده در فضایی که هیچکس حتی توان لب به سخن گشودن را نیز ندارد چه تبعاتی خواهد داشت. وقتی معلمان جرات نفس کشیدن نداشته باشند، دانشآموزان طبعا جای خود را خواهند داشت.
نتشار و توزیع این ویژه نامه در حالی صورت میگیرد که بیش از صدها کتاب سالهاست از مجوز انتشار بازماندهاند و هر یک به بهانههای واهی در قفسههای وزارت ارشاد خاک میخورند. حتی در حوزه ادبیات کودک و نوجوان بسياري از تصويرگريهاي کتاب کودک و اشعار و داستان ها به دلایلی مضحک از قبيل بي حجابي شخصيت هاي کارتوني و يا "نامناسب بودن اندام شخصيت هاي داستاني" به تيغ سانسور گرفتار شده و صدور مجوز آنها به انجام تغييرات مورد نظر اداره سانسور مشروط شده است.
به گفته صفار هرندی، یکی از حامیان دولت کودتا و وزیر ارشاد دولت نهن، "هر فعاليتي در حوزه فرهنگ و هنر که با ارزشهاي انقلاب و نظام تعارضي داشته باشد متوقف ميشود حتي اگر داراي مجوز باشد، مجوز آن باطل خواهد شد". قاعدتا کسی که ارزشهای انقلاب و نظام و اسلام را تعریف میکند هم کسی نیست جز همین جناب صفار هرندی و کارگزاران و همکارانشان در کیهان و فارس نیوز و باقی بنگاههای مشابه که توهماتی از قبیل پروژه کودتای مخملی که در کتاب مذکور هم بدان مفصلا پرداخته شده را طراحی میکنند.
کودتاگران مدتهاست با تنیدن این پیلههای ستبر و دروغین خود را از باورهای جامعه ایزوله کردهاند. آنها مدتهاست دم از اسلام و نظام و امام و انقلاب میزنند در حالیکه خودشان در این کلمات مسخ شدهاند و معنای واقعی آن را از یاد بردهاند. آنها نمیخواهند باور کنند که جامعه نسبت به دروغ و قصهپردازیهای برنامههایی چون بیست و سی و روزنامههایی چون کیهان و رسانههایی چون فارس نیوز و رجا نیوز، حساس شده است و انها را نخوانده و نشنیده پس میزند. حامیان دولت نامشروع و مستعجل کودتا از این نکته غافلند که فصل انداختن همه گناهان به گردن «دشمن» گذشته است و این کلمه به لطیفهای در میان اقشار و اصناف مختلف جامعه بدل شده است.
به جای صرف هزینههای هنگفت برای انتشار و توزیع چنین کتابی که از این آبشخورهای فکری سطحی و وهمآلود و آمیخته به دروغ تغذیه میشود، بهتر است چند روزی پنبه را از گوشهای خود درآورید و چشمهایتان را بشویید و به میان مردم کوچه و بازار بروید و حرف دلشان را بشنوید. بهتر است چند روزی دل به دل معلمان بدهید و بگذارید بدون ترس از مشکلات و هزینههای سنگین زندگی و وعدههای توخالی رئیسجمهور و حقوق کمشان با شما سخن بگویند.
بهتر است به جای صرف میلیونها تومان از هزینه بیت المال که حق ملت است برای نشر و توزیع کتابی که سطرسطرش آمیخته به مغالطه است و حتی تصویر روی جلدش گافی بزرگ برای دولت کودتاست، سری به وزارت ارشاد بزنید و ببینید چند کتاب به بهانههای واهی از چاپ تا تجدید چاپ بازماندهاند. بعد از آن است که میتوانید به زبانی کتاب و ویژهنامه بنویسید که با قشر فرهنگی این کشور ارتباط برقرار کنید نه اینکه برای خوشایند روسای خود و ارتقا در دستگاهی که سراپا نامشروع است، برگههای گلاسه را رنگ و لعاب دهید و روی جلدش بنویسید کودتای مخملی و انتظار داشته باشید همه این رویای خامتان را باور کنند!