تبليغاتX
خبر نامه دانشجویان تربیت معلم تهران

anjoman49

اعضای انجمن

anjoman49

http://anjoman49.blogfa.com

خبر نامه دانشجویان تربیت معلم تهران

خبر نامه دانشجویان تربیت معلم تهران

خبر نامه دانشجویان تربیت معلم تهران

این وبلاگ توسط اعضای انجمن اسلامی تاسیس(1349)راه اندازی شده و در برگیرنده اخبار صنفی و سیاسی است. انجمن اسلامی دانشجویان (تاسیس1349)

خبر نامه دانشجویان تربیت معلم تهران

 
کاربر مهمان، خوش آمديد!   امروز  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات





آرشیو مطالب
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1384
هفته دوم دی 1384
هفته اوّل دی 1384
هفته چهارم آذر 1384

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " خبر نامه دانشجویان تربیت معلم تهران " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید.
آرشیو تماس با ما


اطلاعیه مطبوعاتی مجموعه فعالان حقوق بشر؛ نگرانی از وضعیت دانشجویان زندانی

تداوم طولانی بازداشت دانش‌جویانی که از ماه‌های پایانی سال 1387 در زندان به سر ‌می‌برند و در مورد بسیاری از آن‌ها بی‌خبری مطلق وجود دارد، باعث نگرانی‌های جدی در مورد آن‌ها شده است. دانش‌جویانی که هفته‌ها است در سلول‌های انفرادی همراه با فشارها و بازجویی‌های متوالی به سر می‌برند و برخی از آن‌ها با توجه به فشارهای وارده دست به اعتصاب غذا زده بودند.

محمد پورعبدالله، دانشجوی مهندسی شیمی دانشگاه تهران از 24 بهمن ماه سال ۸۷، در منزل‌اش بازداشت و به مدت یک ماه در بازداشتگاه انفرادی نگه‌داری شد. وی در روز 28 اسفند به زندان قزل‌حصار منتقل شده و طبق گزارشات واصله هم‌اکنون در این زندان که محل نگه‌داری مجرمین خطرناک و معتادان و قاچاقچیان است، به سر می‌برد.

مجید توکلی، حسین ترکاشوند، اسماعیل سلمان پور، کوروش دانشیار، 4 دانش‌جوی دانشگاه امیرکبیر که در جریان برگزاری مراسم بزرگ‌داشت مهندس بازرگان، بازداشت شدند هم‌چنان در وضعیت نامعلومی به سر می برند. این چهار دانش‌جو تا به حال از امکان ملاقات با خانواده و وکیل برخوردار نبوده‌اند و اجازه‌ی تماس با خانواده را آن‌ هم با حضور بازجو جز یک یا دو مورد نداشته‌اند

آن‌ها در روز 18 بهمن‌ماه گذشته سال گذشته در حالی که قصد شرکت در مراسم بزرگداشت مهندس بازرگان در حسینیه ارشاد را داشتند از سوی مأموران امنیتی بازداشت شده و به زندان اوین انتقال یافتند. این چهار دانش‌جو از بدو ورود به زندان دست به اعتصاب غذا زده بودند.

از طرفی دیگر احمد قصابان، عباس حكيم زاده، نريمان مصطفوي ،مهدي مشايخي و یاسر گلی پنج دانش‌جوی دیگر دانشگاه امیرکبیر هستند که در جریان خاک‌سپاری شهدای جنگ در صحن دانش‌‌گاه امیرکبیر در هفته‌ی اول اسفندماه بازداشت شده‌اند. بنابر اخبار منتشر شده این پنج دانشجو نیز از امکان ملاقات با خانواده و وکیل و تماس تلفنی محروم هستند.

هنوز اتهامات هیچ یک از این 9 دانش‌جو به طور کامل مشخص نشده است و نهادهای قضایی و امنیتی دلیل موجهی برای ادامه‌ی بازداشت آنان ارائه نکرده‌اند‌

شبنم مددزاده نیز دانش‌جوی دانش گاه تربیت معلم تهران و عضو انجمن اسلامی این دانشگاه است که از ابتدای اسفندماه گذشته در بازداشت به سر می‌برد.

وضعیت علیرضا داودی، ارسلان صادقی و حسین سرشومی از دانشجویان دانشگاه اصفهان نیز که از 24 بهمن ماه در این شهر بازداشت شده بودند کماکان در هاله ای از ابهام قرار دارد.

در آخرین مورد در روز گذشته، بازداشت علیرضا فیروزی فعال دانشجویی و مدافع حقوق بشر در شهر زنجان را شاهد بودیم که نشان دیگری از تداوم فشارها بر فعالان این حوزه ارزیابی میگردد.

مجموعه فعالان حقوق‌بشر در ایران با ابراز نگرانی جدی در خصوص دانشجویان بازداشتی، با اشاره به بیماری عباس حکیم‌زاده خواهان آزادی بی‌قید وشرط تمامی دانش جویان زندانی است.

این مجموعه محروم کردن دانش‌جویان از ملاقات با خانواده و عدم دسترسی آنان به وکلای‌شان و نگاه داری آنان را در سلول انفرادی عملی غیرقانونی و نشانی از وجود فشار و شکنجه بر علیه دانش‌جویان بازداشتی می‌داند‌. این نوع رفتارها مسبوق به سابقه هستند و در گذشته نیز بر علیه دیگر زندانیان سیاسی ـ عقیدتی و برخی از همین دانش‌جویان پیش از این اجرا شده، نشان آن است که هیچ مدرک مستدلی دال بر مجرمیت این افراد وجود ندارد، و تنها دلیل تداوم بازداشت آنان پرونده‌سازی است که به قصد ارعاب دانش‌جویان صورت می‌گیرد.

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران خواستار رسیده‌گی فوری نسبت به وضعیت این دانش‌جویان است و اعلام می‌کند که هر گونه اعتراف‌گیری در وضعیت تحت فشاری که دانش‌جویان تحمل می کنند، محکوم و به دور از واقعیت است.

اعضای انجمن چهارشنبه 1388/01/19  نظر بدهید!

احضار 6 تن از اعضای انجمن اسلامی(تاسیس1349) دانشگاه تربیت معلم تهران به کمیته ی انضباطی

untitled.JPG

خبرنامه تربيت معلم :در پی حمله عوامل بسیج با سلاح سرد در اسفند ماه گذشته 6 عضو انجمن اسلامی (تاسیس 1349) دانشگاه تربیت معلم تهران به کمیته ی انضباطی احضار شدند. مهران عباس زاده، امین شجاع، محمد قدس، حمزه جوانمرد، فاطمه حیدری و تکتم نقدی دانشجویان احضار شده به کمیته انظباطی هستند.

اسفند ماه گذشته هم زمان با بازداشت شبنم مددزاده (عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم و عضو هیئت رئیسه ی شورای تهران دفتر تحکیم وحدت) اعضای انجمن اسلامی تربیت معلم با انتشار دو بیانیه اعتراض خود را نسبت به غیرقانونی بودن این بازداشت ابراز نموده و آن را محکوم کردند. که طی آن عوامل بسیج دانشگاه با سلاح سرد به دانشجویان حمله ور شده و دوتن از آنان را مضروب ساخت.

محمد قدس و حمزه جوانمرد  از دانشجویان احضار شده به کمیته ی انضباطی بودند که طی درگیری مذکور به شدت مضروب گردیده و به بهداری دانشگاه منتقل شدند.

هم چنین در هفته ی جاری مهران عباس زاده دبیرکل انجمن اسلامی(تاسیس 1349) دانشگاه تربیت معلم و امین شجاع عضو شورای مرکزی این انجمن نیز به کمیته ی انضباطی احضار شدند. اتهامات بیان شده برای این دو دانشجو، نشر اکاذیب، تشویش اذهان عمومی، اخلال در نظم دانشگاه، توهین به مسئولین، توهین به بنیانگذاران بسیج از طریق پخش بیانیه و هم چنین ایجاد درگیری و ربودن عینک یک دانشجوی بسیجی (!) ذکر شده است.

لازم به ذکر است که کمیته ی انضباطی برای هیچ یک از موارد اتهامی مصداقی ذکر نکرده است و با این حال خواسته است تا دفاعیات خود را ارائه دهند.

اعضای انجمن سه شنبه 1388/01/18  نظر بدهید!

كنكاش در شيوه هاي جديد برخورد، بهروز علوي

n834767415_7916.jpg

كنكاش در شيوه هاي جديد برخورد، بهروز علوي

اکنون که چیزی حدود 48 روز از بازداشت شبنم مددزاده، دانشجوی دانشگاه تربیت معلم تهران (عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی این دانشگاه و عضو هیئت رئیسه ی شورای تهران دفتر تحکیم وحدت) می گذرد؛ لازم است تا نگاهی آسیب شناسانه به چرایی این بازداشت و رخدادهای مشابه آن و پیامد ها و تاثیرات آن در نگاهی بالاتر، بیفکنیم.

جمهوری اسلامی همچون هر سیستم نوپای دیگری برای بقای خود از ابزارهای متفاوتی استفاده می کند. ابزارهایی که تنها مختص این سیستم نبوده و نیستند. حتی ایالات متحد آمریکا نیز که امروزه داعیه ی لیبرالیسم و دموکراسی خواهی اش همه جا (به درست یا به اشتباه) پیچیده است، در ابتدای استقلال خود از ابزارهای گوناگونی برای سرکوب مخالفان و اقلیت ها استفاده می کرد. حتی کشورهایی همچون فرانسه و انگلستان نیز از این قاعده مستثنی نیستند. اما آنچه اکنون در نظام امنیتی جمهوری اسلامی پس از سی سال هنوز جای سوال است این است که آیا جمهوری اسلامی هنوز برای بقای خود می جنگد؟ چه دلیلی برای حفظ و ترویج فرهنگ دوست- دشمن به مثابه ی صفر و صد در سیاست خارجی، داخلی و حتی در کوچک ترین قالب ها ی اجتماعی وجود دارد؟

آن چه در مورد هر حکومتی که با انقلاب یا کودتا یا هر حرکت آنی دیگری به وجود می آید مشترک است، آسیب پذیری آن حکومت هاست. درست به سان نوزادی که تازه متولد می شود. نوزاد هرچه در دوران نوباوگی با دقت و مواظبت بیشتری نگهداری شود و در فضای ایمن تری رشد و نمو کند در سنین بالاتر به هنجار تر عمل می کند. اما اگر در نگهداری از نوزاد تازه به دنیا آمده سستی صورت بگیرد، ممکن است عواقب آن تا بزرگسالی با فرد باقی بماند. از این نظر یک سیستم نوپا توجیهات فراوانی برای برخوردهای غیراخلاقی و غیرانسانی خود دارد. اما با مرور زمان جایی برای برخوردهای تهاجمی باقی نمی ماند. چرا که حتی اگر مخالفی هم وجود داشته باشد الزاما اندیشه ی سرنگون کردن حکومت را در سر نمی پروراند. از این رو سیستم سیاست تهاجمی  سرکوب را در سیری معقول و با گذر زمان با سیاست فرهنگ و آزادی جایگزین می کند. آن چه در نظام جمهوری اسلامی جالب توجه است شباهتی ست که در این نظام نیز اتفاق افتاده. دیگر برخورد های تهاجمی و انقلابی در برخورد با مخالفان پاسخگو نیست. لذا به جای این برخورد تهاجمی برخوردی نرم و کاملا فرهنگی را جایگزین می کند که به مراتب تاثیر بیشتری نیز در ابعاد جامعه دارد. قتل عام دست جمعی مخالفان، به سان آن چه در سالهای اوائل انقلاب توسط کسانی همچون ایت الله لاجوردی و خلخالی اتفاق افتاد، و یا آنچه در سال های 63 و 67 رخ داد  دیگر روش های پاسخگویی نیستند.

تشویش اذهان عمومی، اقدام علیه امنیت ملی، ارتداد و جدیدا همکاری با گروهک های معاند نظام اتهاماتی هستند که هیچ فعال اپوزیسیونی (اعم از فعالین مدنی، دانشجویی، زنان، کارگری و...) از مواجهه و متهم شدن با آن ها در امان نیست. اتهاماتی که قشر عامه ی جامعه را با سوالی مواجه نمی کند. "تشویش اذهان عمومی" عنوانی ست که به طور عام بسیاری حتی از ترجمان آن نیز قاصرند! "اقدام علیه امنیت ملی" و "ارتداد" هم کسی را درگیر مسئله ای نمی کند. تا زمانی که ملیت و دین (آن هم با چنین ترکیب من در آوردی ای!) با تار پود جامعه آمیخته می شود آیا  کسی وجود دارد تا در مورد حد و مرز امنیت ملی پرسشی را مطرح کند؟ تا زمانی که عامه ی جامعه  شرکت در نماز جماعت محله ی خود را نشانه ی اقتدار ملی خود می داند آیا استفاده از چنین اتهامی  حتی نشانه ی تیزهوشی سیستم امنیتی نیست؟!

یکی دیگر از ملزومات  برخوردهای سرکوب گرانه قرار گرفتن سیستم در شرایط بحرانی ست. جمهوری اسلامی از همان ابتدا ادعا می کند که در شرایط حساس و بحرانی ای قرار دارد. اما براستی کدام بحران؟  کدام شرایط حساس؟  زمانی که دیگر راهی برای سرکوب وجود نداشته باشد و حتی کسی را به اقدام علیه امنیت ملی نتوان متهم کرد، تنها راه چاره به وجود آوردن بحران است. بحرانی که هم امنیت ملی را دچار خطر کند و هم اذهان عمومی را دچار تشویش!

احزاب و گروهک های زیادی وجود دارند که سیاست تجزیه طلبی یا براندازی و حرکات انقلابی، از نظر سیستم سیاست اصلی شان محسوب می شود. گروه هایی هم چون جندالله، پژاک، پ ک ک،هویت طلبان آذربایجان و ترکمن صحرا و در نهایت سازمان مجاهدین خلق. هرکدام از این گروه ها در صورت توان مالی و نظامی کافی و مقبولیت عام می توانند در جای خود بسیار خطرناک عمل کنند. اما آن چه امروزه از عملکرد این گروه ها می بینیم بیشتر چیزی شبیه یک بازی بچه گانه است که نظام تنها با دامن زدن و تبلیغاتی نامحسوس خود باعث پر وبال گرفتن آنان می شود. پر و بالی که به راحتی قابل قطع  است. اما استفاده ی ابزاری از این تبلیغلت سوء به مراتب منافع بیشتری را برای سیستم فراهم می سازد. از جمله سرکوب فعالین مدنی و به ویژه دانشجویی . نگاهی می ندازیم به گوشه ای از لیست بلند بالای دانشجویانی که به همکاری با گروه های معاند نظام متهم شده اند:

صباح نصری، بهاره هدایت، محمد هاشمی، زینب با یزیدی، هانا عبدی, روناک صفارزاده و ... .در این لیست کسانی به چشم می خورند همچون یاسر گلی که محکوم به تحمل 15 سال زندان در بافت کرمان است. و دانشجوی دیگری هم چون حبیب الله لطیفی که محکوم به اعدام است!

و حال نوبت شبنم مددزاده نیز فرا رسیده است. دانشجوی 21 ساله ی رشته ی کامپیوتر دانشگاه تربیت معلم تهران. فعال دانشجویی. شاید این روش، روش کارآمد تر و توجیه پذیرتریست. مسلما کسی را به خاطر جمع کردن امضا جهت تغییر برنامه ی غذایی نمی شود بازداشت کرد. کسی را هم به خاطر مقاله ای نقد مدارانه که حتی سر سوزنی خارج از چهارچوب های قانون اساسی نیست نمی توان 48 روز در بند نگاه داشت. پس بهتر است اتهام و انگ بزرگ تری را به او نسبت داد. همکاری با گروهک منافقین.

بیایید تنها نگاه کوچکی به سازمان مجاهدین خلق بیندازیم. سازمانی که در طول 10 سال گذشته بزرگترین حرکتش تغییر طول موج برنامه های تلویزیونی اش، یا گرفتن جشن تولد و اجرای سرود برای سردمدارانش است، براستی چه خطری می تواند برای جمهوری اسلامی به وجود بیاورد؟ مسلما هیچ خطری از جانب این سازمان سیستم را تهدید نمی کند و دامن زدن به فعالیت های این سازمان وسیله ای دیگر را برای سرکوب مخالفانش به ارمغان می آورد.

گفتیم که در فضای کنونی استفاده از چنین اتهاماتی توجیه پذیر و برای قشر عام جامعه قانع کننده است. اما مسلما عواقبی را نیز به دنبال دارد. عواقبی که گاه به خاطر هرکدام از آنها سیستم باید بهای سنگینی را بپردازد. از روز بازداشت شبنم مددزاده، یک اسفند، تا 19 اسفند ماه که دانشجویان در دانشگاه حضور داشتند، دانشگاه تربیت معلم تهران شاهد تشنجات و تحرکانی بود که هرکدام می توانست جرقه ای هرچند کوچک برای آغاز تنش و تحرکی جبران ناپذیر باشد. جبران ناپذیر هم برای دانشجویانی که جوانی و احساساتی بودن بارزترین ویژگی شان محسوب می شود و هم برای مسئولینی که حفظ نظم و امنیت و آرامش می تواند بزرگ ترین دغدغه شان باشد. آغاز مجدد فعالیت های انجمن اسلامی این دانشگاه که حدود 6 ماه بود در سکوت به سر می برد. درگیری شدید دانشجویان با بسیج. استفاده سلاح سرد توسط نیروهای بسیج و مضروب ساختن دانشجویان. تجمع های پی در پی. حضور مادر شبنم مددزاده در شرایط روحی نامساعد که تاثیر شدیدی بر احساسات دانشجویان و حتی نیروهای حراست داشت. آیا این نشانه ها خود نشانگر پتانسیلی برای حرکتی دیگر در آستانه سالگرد تحصن خردادماه 87 نیست؟ آیا نگهداری دانشجویان دربند در شب عید نوروز فضا و جو احساساتی دانشجویی را ملتهب تر نساخته است؟ آیا سرکوب صدای کوچکی هم چون صدای شبنم مددزاده می ارزد به به وجود آمدن چنین فضای ملتهب و متشنجی؟ آیا سیستم امنیتی جمهوری اسلامی و حتی دانشگاه بهای سنگینی را از این بابت نمی پردازد؟ شاید نه. شاید ما هنوز معنای سبکی و سنگینی را در برخورد ها و عکس العمل های سیستم درک نکرده ایم.

در آخر اما کاش بازجوی پرونده ی شبنم برای یک بار هم که شده از خود می پرسید : شبنم 21 ساله، با این حال نزار و جثه ی نحیف، شبنمی که شاملو می خواند و مشیری، شبنمی که  گوشه گوشه ی دفاتر جزوه هایش پر است از شعرهای کوتاه عاشقانه، چه فعالیت معاند نظامی را آن هم در ساختار سازمانی هم چون مجاهدین خلق(!) می توانست داشته باشد؟!

اعضای انجمن سه شنبه 1388/01/18  نظر بدهید!

انجمن اسلامی علوم اجتماعی دانشگاه تهران: در سکوت خبری مطبوعات و سکوت همیشگی رسانه ملی، یاران دبستانی

انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با صدور بیانیه ای ضمن محکوم نمودن بازداشت و زندانی کردن دانشجویان به سکوت خبری رسانه ها از جمله صدا و سیما که خود را رسانه ملی می داند اشاره کرد.

متن این بیانیه به شرح زیر است:

سال ۸۷ در حالی به پایان رسید که روزها و ماه های پر حادثه و پر التهابی را گذراندیم. اتفاقات زیادی توجه مردم و مسئولان را به خود جلب کرده بود. مطبوعات و بعضا رسانه ی ملی به انتخابات می پرداختند و به دعواهای کاندیداهای احتمالی. بحران اقتصادی جهان و تورم همیشگی و روزافزون و طرح اقتصادی هر روز متغیر خانوار و نوبت سهام عدالت هم که دیگر به بخش ثابت اخبار تبدیل شده. اما به جز چند سایت خبری تحلیلی هیچ کس از خیل دانشجویانی نگفت که روزهای آخر سال را در زندان گذراندند. گذشت. فکر کردیم بازی ختم می شود. به همان دانشجویانی که به حق، به دفن شهدا در دانشگاه و به خدشه دار کردن حریم این هر دو اعتراض داشتند. اما نشد. بازی ادامه پیدا کرد. دانشجویان آزاد نشدند و خانواده دانشجویان زندانی و دوستان و همکلاسی هایشان در حالی که قصد داشتند مراسم سال تحویل را مقابل زندان اوین و با جای خالی یاران در بندشان برگزار کنند دستگیر شدند.

بهار ۸۸ چند روزی ست که آغاز شده و قرار است که نوید بخش سال آینده ای باشد که سالی ست پر از فراز و نشیب. روزها و ماههای آینده احتمالا میدان رقابت انتخابات خواهد بود و هرکس که بیشتر وعده بدهد سالش نکوتر خواهد بود. اما در سکوت خبری مطبوعات و سکوت همیشگی رسانه ملی! و در میان خیل عظیم سریال های شبانه و در غفلت ما که خودمان و حواسمان همه با هم به تعطیلات رفته بودیم تعداد زیادی از یاران دبستانی تعطیلات خود را در زندان گذراندند. یک عده به جرم منتقد بودن و یک عده به جرم به یاد دوستان بودن. دانشگاه که باید مامن امنی برای علم آموزی می بود تبدیل به خانه ای پر از رعب و وحشت گشت.

انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران ضمن محکوم کردن بازداشت دانشجویان و خانواده هایشان و سوء استفاده از تعطیلی دانشگاه ها و سایر نهادها و تضییع آشکار حقوق انسانی و محکوم کردن سرکوب دانشجویان به دلیل اعتراض که حق مسلم هر دانشجو و هر انسانی است، به رئیس جمهور فعلی کشور که ماه های آخر ریاست خود را می گذراند و همواره دم از عدالت و مهرورزی زده اما چیزی که نصیب دانشجویان شده چیزی جز بی عدالتی و بی مهری نبوده و همچنین به وزیر علوم و به مقامات قضایی کشور که در مقابل این جفاها سکوت اختیار کرده اند و بی عدالتی را به امری رایج تبدیل کرده اند هشدار می دهد که دانشجویان در هر شرایطی بیدار هستند و هرگز اجازه چنین بی عدالتی های آشکاری را به اسم مهرورزی و به قیمت تخریب نام پرافتخار شهدا که همواره زنده و حاضر هستند و هرگز نیازی به ورثه و کاسه های داغ تر از آش ندارند، نخواهند داد.

انجمن اسلامی دانشجویان
دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

اعضای انجمن سه شنبه 1388/01/18  نظر بدهید!

نامه کروبی به شورای نگهبان:جنتی استعفا دهد

FootballIran_200711916482293.jpg

نامه شدید الحن کروبی به فقهای شورای نگهبان:جنتی استعفا دهد و حزب سیاسی تاسیس کند

مهدی کروبی دبيرکل حزب اعتماد ملی و کانديدای انتخابات رياست جمهوری دوره دهم در نامه ای به فقهای شورای نگهبان، خصوصا احمد جنتی دبير شورای نگهبان ضمن آن که پيشنهاد داد جنتی از دبيری شورای نگهبان استعفا دهد و يک حزب سياسی تاسيس کند، به او هشدار داد که اگر در جريان انتخابات هرگونه نشانه‌ای از تخلف و بی‌طرفی نهادهای اجرايی و نظارتی برخورد مشاهده کند، ” آن را علنا با مردم و رهبری در ميان می‌گذارم و اجازه نمی‌دهم در حق کسانی که از رای خود استفاده می‌کنند اجحاف و ظلم شود.”
متن کامل اين نامه به اين شرح است:


اعضای محترم شورای نگهبان قانون اساسی
فقهای بزرگوار و حقوق‌دانان گرامی
با سلام و احترام
جايگاه قانونی آن نهاد محترم در پاسداری از دين و قانون همواره به شورای نگهبان موقعيتی منحصربفرد داده است. اين شورا در قانون اساسی جمهوری اسلامی نهادی فرادست نهادهای ديگر تعريف شده که متناسب با شرايط علمی و دينی و اخلاقی لازم برای تصدی عضويت در شورا دارای قدرتی قانونی و نظارتی عالی به‌ويژه در انتخابات است. انتخابات به عنوان مجرای جمهوريت نظام از اين حيث تحت نظارت شورای نگهبان قرار گرفته که اين شورا به علت جايگاه فراجناحی و بی‌طرفی سياسی برآمده از قانون و مختصات اعضای خود به سلامت برگزار شود و در معرض ديدگاه فردی و جناحی قرار نگيرد. اين نقش به‌خصوص در انتخابات رياست‌جمهوری برجسته‌تر می‌شود چراکه اگرچه براساس قانون اساسی نظارت بر انتخابات مجلس به شورای نگهبان سپرده شده اما کيفيت آن را قانون مصوب مجلس تعيين می‌کند. اين در حالی است که نظارت بر انتخابات رياست‌جمهوری و ضمانت قانونيت آن کاملا برعهده شورای نگهبان است. بديهی است نقش شورای نگهبان در اين مورد حساس‌تر خواهد بود و از اين رو ناظران اين شورا بايد کاملا بی‌طرف باشند و از جايگاه قانونی آن پاسداری کنند و اين جز فلسفه وجودی ناظر نيست که ناظر جانبدار اصولا ناظر نيست، بازيگر است.
اکنون در شرايطی که دو ماه و اندی به انتخابات مانده است و در موقعيتی که فضای جامعه ايران به ‌شدت سياسی و تحت تاثير انتخابات رياست‌جمهوری در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ است متاسفانه از برخی اعضای شورای نگهبان رفتاری ديده می‌شود که ناقض جايگاه قانونی اين نهاد است.
قديمی‌ترين عضو شورای نگهبان که در جايگاه دبيری آن هم نشسته است در جلسه‌ای که اخيرا برای ناظران اين شورا در انتخابات ۲۲ خرداد برگزار شده است به ستايش يکی از نامزدهای انتخابات (شخصی که هم‌اکنون رئيس‌دولت است) می‌پردازد و از سياست‌های او در محو فقر و تبعيض و محروميت‌زدايی تجليل می‌کند گرچه حتی در مضمون سخنان جناب آيت‌الله جنتی درباره آقای محمود احمدی‌نژاد اختلاف‌نظر وجود دارد اما مهمتر از آن، اصل و نفس جانبداری دبير شورای نگهبان از يکی از نامزدها آن هم در جلسه‌ناظران شورای نگهبان است که طبق قانون بايد بی‌طرف باشند.
اين تخلف آشکار از جايگاه قانون شورای نگهبان درست در زمانی رخ می‌دهد که مقام معظم رهبری در سخنرانی مهم خود در آغاز سال جديد در مشهد مقدس بر بی‌طرفی همه نهادهای حکومتی در انتخابات ۲۲ خرداد تاکيد کرده‌اند و ميان رای شخصی و وظيفه قانونی نهادهای حکومتی تفکيک قائل شده‌اند.
ممکن است گمان کنيم سخنان رهبری به گوش آيت‌الله جنتی نرسيده باشد و ايشان به علت طولانی بودن تعطيلات نوروز موفق به دريافت سخنان رهبری نشده‌اند، اما آيت‌الله جنتی در همان جلسه از اينکه رهبر انقلاب امسال را سال اصلاح الگوی مصرف ناميده‌اند سخن رانده‌اند و اين نشان می‌دهد که متاسفانه در برخورد با راهبردهای بيان شده توسط رهبری برخورد گزينشی و سليقه‌ای دارند.
اگر جناب آقای جنتی از مقام عضويت در شورای نگهبان استعفا می‌دادند و در نقش رهبر يک حزب يا جناح سياسی اين‌گونه از نامزدی خاص تجليل می‌کردند نه‌تنها از مواضع ايشان انتقاد نمی‌کرديم بلکه از اينکه به رفتاری شفاف دست زده‌اند از ايشان تقدير می‌کرديم اما اکنون که قصد دارند شورای نگهبان را از نهادی قانونی به حزبی سياسی تغيير دهند اين حق را برای خود قائل هستيم که از سلامت انتخابات نگران باشيم. در واقع هنگامی که پير شورای نگهبان از نامزدی خاص در جمع ناظران دفاع می‌کند از ناظران جوان آن چه انتظاری می‌توان داشت که جز اين دريابند که بايد همان فرد خاص برنده انتخابات ۲۲ خرداد باشد؟
نمی‌دانم که آيا اعضای محترم شورای نگهبان به رسانه‌های بيگانه توجه دارند که تا چه اندازه، از اين سخنان سوء‌استفاده کرده و نه تنها شورای نگهبان که نظام را به جانبداری در انتخابات متهم کرده‌اند؟ آيا نبايد از حيثيت نظام در اين مورد دفاع کرد؟
شورای نگهبان برای اين تاسيس شده که اگر نهادی يا گروهی تخلفی را در انتخابات انجام داده به آن شکايت ببريم اکنون ما از جناب آقای جنتی دبير محترم شورای نگهبان به کجا شکايت بريم؟
بدين‌ترتيب چاره‌ای نمی‌ماند جز از آنکه از خود اعضای شورای نگهبان به‌ويژه آيات محترم آقايان مؤمن و يزدی بخواهم به جناب آقای جنتی تذکر داده شود و تاکيد می‌کنم که ورود به انتخابات به‌ويژه اين دوره مستلزم سختی‌های بسياری است که بخشی از آن به رقابت‌های درونی جناح‌ها و بخشی ديگر به جناح‌های سياسی مقابل باز می‌گردد. اينجانب در اين انتخابات و دوره گذشته از گروه‌های همسو و از مسوولين اجرايی و نظارتی بی‌مهری‌های بسياری ديده‌ام و تحمل کرده‌ام و با نقض حقوق قانونی و ناديده گرفتن آرای مردمی روبه‌رو بوده‌ام. لکن هشدار می‌دهم که با مشاهده هرگونه نشانه‌ای از تخلف و بی‌طرفی نهادهای اجرايی و نظارتی برخورد علنی می‌کنم و آن را با مردم و رهبری در ميان می‌گذارم و اجازه نمی‌دهم در حق کسانی که از رای خود استفاده می‌کنند اجحاف و ظلم شود. نتيجه انتخابات می‌تواند خلاف رای من تحقق يابد و هر کس که رای مردم را به دست آورد رئيس‌جمهور قانونی کشور است و ما نيز به رای مردم تمکين می‌کنيم اما تسليم تخلف نخواهيم شد.
هشدار فقهای بزرگ و حقوقدانان گرامی شورای نگهبان به اعضايی که از جايگاه و حدود قانونی خود تجاوز می‌کنند پاسداری از جايگاه شورای محترم نگهبان است و پاسداری از جايگاه شورای نگهبان پاسداری از سلامت و آزادی انتخابات است.

با احترام
مهدی کروبی
منبع:تغییر

اعضای انجمن سه شنبه 1388/01/18  نظر بدهید!

مهدی عربشاهی، دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت: وضعیت دانشجویان بازداشت شده بحرانی است

مهدی عربشاهی دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت که در لحظه سال تحویل مقابل زندان اوین به همراه دیگر اعضای دفتر تحکیم وحدت، دانشجویان و خانواده های دانشجویان در بند بازداشت شد، در گفتگو با خبرنامه امیرکبیر ضمن اعلام بی خبری مطلق در خصوص وضعیت ۹ دانشجوی بازداشت شده پلی تکنیک اعلام کرد بی اطلاعی از دانشجویان نشان از فشار، آزار و شکنجه آنان در سلول های انفرادی دارد و عدم اجازه تماس تلفنی به این دانشجویان و ملاقات با خانواده و وکلا دلیل نگرانی ما در خصوص شکنجه آنان است. اگر دانشجویان در وضعیت مناسب و در صحت و سلامت هستند مسئولین باید به آنها اجازه ملاقات دهند.

عربشاهی در خصوص تکرار پروژه جعل نشریات امیرکبیر هشدار داده و نحوه برخورد با دانشجویان من جمله نگهداری در سلول های انفرادی، بازجویی در ایام تعطیلات نوروز، اجبار به زنگ زدن برای اعلام اینکه «حالشان خوب است» را محکوم کرد. وی در خصوص تماس نداشتن چند تن از دانشجویان بازداشت شده من جمله عباس حکیم زاده، دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت با توجه به وضعیت جسمانی نامناسب وی ابراز نگرانی فراوانی کرد. او همچنین تأکید کرد نحوه بازداشت عباس حکیم زاده و عدم تماس وی طی این ۴۰ روز باعث تردید اعضای تحکیم در خصوص سلامت وی شده است. وی نحوه بازداشت دانشجویان که با حمله به منازل آنان در ساعت اولیه صبح بوده و خشونت به کار گرفته شده در تخریب وسایل منزل را مغایر با رفتار انسانی دانست.

8polytechnic1-105x150.jpg

دبیر تشکیلات دفتر تحکیم با توجه به مقاومت و ایستادگی دانشجویان طی سال های گذشته وارد کردن اتهاماتی چون برنامه ریزی و هدایت حرکات های تند دانشجویی به دانشجویان مبارز امیرکبیر را بی اساس دانسته و تأکید کرد که اخذ اعترافات دروغین طی ماه ها بازداشت و نگهداری در سلول انفرادی و بازجویی های طولانی مدت زیر فشار و شکنجه هیچ ارزشی ندارد. وی تصریح کرد نزدیک به دو ماه از بازداشت مجید توکلی، حسین ترکاشوند، اسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار و ۴۰ روز از بازداشت عباس حکیم زاده، مهدی مشایخی، احمد قصابان، نریمان مصطفوی و یاسر ترکمن می گذرد. این دانشجویان طی این روزها در انفرادی محبوس بودند و هیچ ملاقاتی نداشتند، پس اخذ هر گونه اعترافی در این شرایط مردود و باطل است. در عین حال بیش از دو ماه از بازداشت شبنم مددزاده عضو انجمن تربیت معلم و دفتر تحکیم می گذرد و غیر از یک بار ملاقات خانواده وی خبری از وضعیت او در دست نیست. چند تن از دانشجویان طیف چپ نیز در زندان قزل حصار و اصفهان زندانی هستند.

مهدی عربشاهی نحوه برخورد با فعالین مدنی در ایام نوروز در مقابل زندان اوین که به بازداشت غیر انسانی اعضای تحکیم و خانواده های آنان منجر شد نشانه آستانه بسیار پایین مسئولین خواند. او همچنین بستن زندانیان به درخت، بیدار نگه داشتن با دستبند تا نزدیکی صبح و غذا ندادن و برخورد نامناسب، افترا و توهین های  سرهنگ مسئول بازداشت را بسیار زننده و غیر قانونی برشمرد.

وی تأکید کرد طی یک سال گذشته فشار بر جنبش دانشجویی تشدید شده و حتی نقشه ای برای نابودی و سرکوب کامل آن توسط نهادهای امنیتی و وزارت علوم ریخته شده است. مصادیقی از این فشار بی پایان را در غیر قانونی خواندن دفتر تحکیم وحدت و برخورد با انجمن ها و تشکل های دانشجویی حامی اتحادیه انجمن های اسلامی سراسر کشور و بازداشت های گسترده از تابستان سال گذشته در آذربایجان، شیراز، اصفهان و تهران می توان مشاهده کرد. خشونت وحشیانه به کار گرفته شده در سرکوب دانشجویان معترض امیرکبیر به دفن پیکر شهدا در دانشگاه و بازداشت ۷۰ دانشجو و انتقال تعدادی از آنان به زندان اوین را نشانه های این برخوردهای سرکوبگرایانه و حذفی دانست.

وی بازداشت فعالان دانشجویی و زنان و انتقال آنان به اوین تنها به جرم «قصد رفتن به عید دیدنی خانواده های زندانیان سیاسی و دانشجویی» را ناباورانه دانست و به جا آوردن سنت دیدو بازدید و عید دیدنی را حق همگان خواند. وی رفتار غیرقانونی پیش گرفته شده در خصوص ادامه بازداشت خدیجه مقدم و محبوبه کرمی علیرغم صدور قرار کفالت و پس گرفتن آن را نیز محکوم کرده و هجمه های بی امان به جامعه مدنی را در آستانه انتخابات، جهت غالب کردن فضای اختناق و وحشت و برگزار نکردن انتخاباتی آزاد، سالم و تأثیر گذار ارزیابی کرد.

خبرنامه امیرکبیر

اعضای انجمن سه شنبه 1388/01/18  نظر بدهید!

نگرانی از امنیت جان دانشجویان زندانی در ایران

browse.jpg

سازمان حقوق بشری «کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران» با انتشار بیانیه‌ای خواستار آزادی دانشجویان محبوس در زندان‌های ایران شده است. کمپین بین‌المللی حقوق بشر نگران بدرفتاری با این دانشجویان و احتمالا شکنجه‌ی آنها در زندان‌هاست.

«کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران» در بیانیه‌ی خود که روز شنبه ۱۵ فروردین انتشار یافت، از دولت ایران خواسته است «همه دانشجویان بازداشتی را فورا و بدون هیچ قید و شرطی آزاد کند.» به گفته این سازمان حقوق بشری، این دانشجویان «بی‌ارتباط با دنیای خارج در تهران، رجایی شهر و اصفهان زندانی هستند» و «کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران  بطور جدی نگران امنیت جانی آنها و احتمال بسیار زیاد، اعمال شکنجه علیه آنهاست.»

عباس حکیم زاده، مهدی مشایخی، نریمان  مصطفوی، احمد قصابان، حسین ترکاشوند، مجید توکلی، اسماعیل سلمان‌پور و کورش دانشیار ۸ دانشجوی دانشگاه امیرکبیر هستند که در اسفندماه سال گذشته در دو حادثه‌ی جداگانه بازداشت شدند.  خانم شبنم مددزاده، دانشجوی دانشگاه تربیت معلم نیز اوایل اسفندماه بازداشت شده است.

اتهام‌های این دانشجویان مشخص نیست. قاضی حداد، معاون امنیت دادسرای تهران در گفت‌وگویی با خبرگزاری دانشجویان ایران ادعا کرده «این افراد جریانات تند دانشجویی را برنامه‌ریزی و هدایت می‌کردند و به ارائه‌ی اطلاعات کذب و درج آن در خبرنامه‌ی امیرکبیر و همچنین مصاحبه با رادیوهای بیگانه می‌پرداختند.»

Copy of tty.JPG

هادی قائمی، سخنگوی کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران در پاسخ به این اتهامات و طرح علنی آن  قبل از اثبات در هر دادگاه صالحه توسط یک مقام  مسئول قضایی، می‌گوید: «اعلام علنی اتهام‌های یک متهم در حالی که وکلای آنها اجازه ندارند با آنها ملاقات کنند و یا حتی پرونده آنها را بخوانند، نقض آئین دادرسی است.»

به گفته‌ی سخنگوی کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران، اعضای خانواده و دوستان این دانشجویان بسیار نگران این هستند که از این دانشجویان تحت شکنجه، اعتراف گرفته شود. به گفته‌ی کمپین بین‌المللی حقوق بشر، تماس‌های کوتاه تلفنی برخی از این افراد با خانواده‌های خود از جمله مجید توکلی، حکایت از خطر در شکنجه بودن آنها در حین بازجویی  دارد. برخی از این دانشجویان از جمله عباس حکیم‌زاده و حسین ترکاشوند، تاکنون هیچ تماسی با خانواده خود نداشتند. عباس حکیم‌زاده  از نظر سلامتی در وضعیت خاصی  است که نیاز به رسیدگی‌های ویژه دارد. تاکنون تلاش‌های خانواده و وکلای این دانشجویان برای ملاقات آنها و یا آزادیشان  به هیچ نتیجه‌ای نرسیده است.

 علاوه بر این‌ها، شماری دیگر از دانشجویانی که خودرا “آزادیخواه و برابری‌طلب” معرفی می‌کنند، در بهمن‌ و اوایل اسفندماه گذشته بازداشت شدند.  تعدادی از آنها روزهای بعد آزاد شدند، اما یکی از آنها به نام محمد پورعبدالله، همچنان در بازداشت به سر می‌برد. پورعبدالله اخیرا از اوین به زندان رجایی‌شهر انتقال داده شده است. خانواده‌ی وی گفته‌اند که فرزندشان هنگام انتقال مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. زندان رحایی‌شهر محل نگهداری زندانیان خطرناک است و همین‌ امر به نگرانی خانواده‌ی پورعبدالله افزوده است.

کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران با یادآوری تعهدات بین‌المللی دولت ایران در خصوص رعایت حقوق مدنی شهروندان، از مقام‌های جمهوری اسلامی خواسته است، بسرعت همه این دانشجویان بازداشتی را آزاد کند، و کسانی را که خودسرانه  شرایط بازداشت، نگهداری  و شکنجه این دانشجویان را  فراهم کرده‌اند، مورد محاکمه قرار دهد.

دویچه وله

اعضای انجمن دوشنبه 1388/01/17  نظر بدهید!

ابراز نگرانی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در مورد شکنجه دانشجویان بازداشت شده

(2) n42.jpg

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران امروز اعلام کرد که دولت باید همه دانشجویان بازداشتی را فورا و بدون هیچ قید و شرطی آزاد کند. این دانشجویان در وضعیت بی ارتباط با دنیای خارج در تهران، رجایی شهر و اصفهان زندانی هستند و کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران بطور جدی نگران امنیت جانی آنها و احتمال بسیار زیاد اعمال شکنجه علیه آنهاست.

در روز پنجم اسفند ماه 1387، نیروهای دولتی به دانشجویان دانشگاه امیرکبیر که به خاکسپاری شهدا در صحن این دانشگاه معترض بودند، بطور خشونت باری حمله کردند. در روز ششم اسفند ماه، نیروهای امنیتی به خانه 4 دانشجوی امیرکبیر؛ عباس حکیم زاده، مهدی مشایخی، نریمان مصطفوی و احمد قصابان حمله کرده و هر 4 نفر را بازداشت کردند. قبل از آن هم در روز 17 بهمن ماه، 4 دانشجوی دیگر دانشگاه امیرکبیر؛ حسین ترکاشوند، مجید توکلی، اسماعیل سلمان پور و کورش دانشیار در مراسم بزرگداشت مهندس بازرگان بازداشت شده بودند. همه این 8 دانشجوی امیرکبیر در زندان اوین در تهران هنوز در بازداشت هستند.

قاضی حداد، معاون امنیت دادسرای تهران در مصاحبه ای با ایسنا در تاریخ 16 اسفند ماه 1387 در مورد چهار دانشجوی بازداشتی در روز 5 اسفند اعلام کرد که "این افراد از مدت ها قبل تحت تعقیب قرار داشتند. این افراد جریانات تند دانشجویی را برنامه ریزی و هدایت می کردند و به ارائه ی اطلاعات کذب و درج آن در خبرنامه ی امیرکبیر و همچنین مصاحبه با رادیو های بیگانه می پرداختند. اکثر این اقدامات از سوی این چهار نفر صورت می گرفت."

هادی قائمی؛ سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در پاسخ به این اتهامات و طرح علنی آن قبل از اثبات در هر دادگاه صالحه، توسط یک مقام مسئول قضایی گفت:" اعلام علنی اتهامات یک متهم در حالی که وکلای آنها اجازه ندارند با آنها ملاقات کنند و یا حتی پرونده آنها را بخوانند، نقض آئین دادرسی است." هادی قائمی ادامه داد:" اعضای خانواده و دوستان این دانشجویان بسیار نگران این هستند که از این دانشجویان تحت شکنجه، اعتراف گرفته بشود. هر گونه مستندات مبتنی بر اعتراف در چنین وضعیتی، برای هیچ دادگاه مستقلی قابل پذیرش نخواهد بود."

تماس های کوتاه تلفنی برخی از این افراد با خانواده های خود از جمله مجید توکلی، حکایت از خطر در شکنجه بودن آنها در حین بازجویی دارد. برخی از این دانشجویان از جمله عباس حکیم زاده و حسین ترکاشوند، تاکنون هیچ تماسی با خانواده خود نداشتند. عباس حکیم زاده از نظر سلامتی در وضعیت خاصی است که نیاز به رسیدگی های ویژه دارد. تاکنون تلاش های خانواده و وکلای این دانشجویان برای ملاقات و یا آزادی آنها به هیچ نتیجه ای نرسیده است.

نیروهای امنیتی و قضایی اقدامات خود علیه دانشجویان را متوقف نکردند. دوستان این دانشجویان زندانی و خانواده های آنها برای حمایت از دانشجویان زندانی، سال نو ایرانی را در پشت دیوار زندان اوین آغاز کردند. این تجمع منجر به بازداشت بهاره هدایت، میلاد اسدی، مهدی عربشاهی، مجید دری، سعید فیض الله زاده، حامد عزیزی، مادر نریمان مصطفوی و پدر ومادر میلاد اسدی شد. بدنبال آن، فرید هاشمی و امین نظری از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که برای پییگری وضعیت بازداشت شدگان به پلیس امنیت رفته بودند، بازداشت شدند. این بازداشت شدگان در کلانتری دارآباد نگهداری شدند و بسیاری از آنها مورد بدرفتاری ای قرار گرفتند که بعد ها قاضی متین راسخ بابت آن پوزش خواسته بود. آزادی این افراد بازداشتی به مرور و در طول سه روز انجام شد و آخرین بازداشتی روز سوم فروردین ماه 1388 آزاد شد.

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در باره تعقیب و کنترل مداوم دانشجویان بطور مستمر گزارش داده است. در گزارش منتشره کمپین به مناسبت روز دانشجو در سال 1387در مورد تحت تعقیب بودن مجید توکلی و سایر دانشجویان هشدار داده شده بود. پرونده توهین به مقدسات در دانشگاه امیرکبیر، مسیر خود را در سه سال گذشته طی کرد و هر چند محاکمات مربوط به آن با تمام اصول قوانین ملی و بین المللی دادگاه های عادلانه همراه نبود، اما سه دانشجوی امیرکبیر از جمله مجید توکلی، علیرغم تبرئه در دادگاه عمومی، 15 ماه را در وضعیت بسیار سخت و تحت شکنجه سپری کردند. پس از آزادی نیز نه تنها ادامه تحصیل آنها با مشکل مواجه شد بلکه زندگی عادی انها نیز همواره تحت الشعاع همین تعقیب های نیروهای امنیتی قرار داشت. مجید توکلی در تماسی با خانواده خود اعلام کرده که هنوز در مورد پرونده جعل نشریات امیرکبیر بازجویی می شود.

قاضی حداد در ادامه مصاحبه با ایسنا در مورد مجید توکلی و سایر دانشجویان بازداشتی امیرکبیر در مراسم بزرگداشت مهندس بازرگان نیز اعلام کرد "در مراسم بدون مجوز سالگرد مهندس بازرگان، 7 نفر بازداشت شدند که اغلب آنها دارای سابقه هستند که یکی از آنها مجید توکلی است که در پرونده توهین به مقدسات در دانشگاه امیرکبیر از متهمان اصلی بود. این افراد از مدت ها قبل تحت نظر و تحت تعقیب نیروهای امنیتی و قضایی بودند."

هادی قائمی در مورد این تعقیب ها و اتهامات وارده گفت: " تعقیب و بازداشت دانشجویان به هیچوجه قابل توجیه نیست و سخنان قاضی حداد گواهی بر عدم استقلال قوه قضائیه و همسویی قوه قضائیه با نیروهای امنیتی است." وی ادامه داد: "آقای حداد بعنوان یک مقام مسئول قضایی باید روشن کنند که طبق کدام قانون، افراد را تحت تعقیب قرار داده و بدون انجام تشریفات قضایی و بدون اعلام اتهام به آن ها، می توان بازداشت کرد."،

شبنم مددزاده، دانشجوی دانشگاه تربیت معلم و عضو انجمن اسلامی این دانشگاه و دفتر تحکیم وحدت نیز به همین روش تعقیب نیروهای امنیتی در خیابان های تهران در تاریخ اول اسفند ماه 1387 در حالیکه قصد شرکت در جلسه شورای تهران دفتر تحکیم را داشت، ربوده شد. شبنم در روز 6 اسفند ماه به بند 209 زندان اوین منتقل شد و در مراجعه خانواده شبنم به مسئولان دانشگاه، به آنها اطلاع داده شد که فرزند آنها در اختیار قاضی حداد است. به گواه دوستان و همکلاسی های شبنم، خانم مدد زاده از فعالان دانشجویی است که در امور مسائل صنفی دانشگاه و بویژه تحصن خرداد ماه سال گذشته این دانشگاه نقش اساسی ایفا کرده و عضو تیم مذاکره کننده با مسئولین دانشگاه بوده است. هنوز پس از گذشت بیش از یک ماه و نیم از بازداشت شبنم، ایشان در وضعیت بی ارتباط با دنیای خارج نگهداری می شود و از دسترسی به وکیل محروم است. این در حالی است که طبق گزارش های غیر رسمی، ایشان به "ارتباط با گروه های معاند خارج از کشور" متهم شده است.

کمپین بین المللی حقوق بشر درمورد وضعیت شبنم مددزاده اعلام کرد که این کمپین بشدت نگران وضعیت سلامتی و جان شبنم هستند. در وضعیت های مشابهی در سال گذشته، دانشجویانی که با اتهاماتی مشابه مواجه بودند، یا به طرز مشکوکی در دوره بازداشت به قتل رسیدند از جمله ابراهیم لطف اللهی، و یا تحت شکنجه، اعترافاتی داشتند که منجر به احکام سنگین اعدام، از جمله در مورد حبیب لطیفی، حبس ابد و یا دوره های طولانی مدت زندان از جمله در مورد یاسر گلی شده است.

تعدادی از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب نیز در اواخر بهمن و اوایل اسفند ماه 1387 بازداشت شدند. در تاریخ 24 بهمن ماه، محمد پور عبدالله در تهران و علیرضا داوودی، سخنگوی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در اصفهان بازداشت شدند. بهمن خدادادی، از دانشجویان دانشگاه اصفهان در روز 29 بهمن ماه ناپدید شد و بدنبال آن وقتی که ماموران برای تفتیش به منزل او مراجعه کردند، معلوم شد که خدادادی دستگیر شده است. ارسلان صادقی و حسین سرشومی از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه اصفهان در روز دهم اسفند ماه بطور تلفنی احضار و بازداشت می شوند. روز یازدهم اسفند ماه امیر حسین محمدی فر و ساناز اللهیاری از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب، با ورود نیروهای امنیتی به منزل آنها بازداشت می شوند. ساناز و امیر حسین در روز 28 اسفند ماه پس از گذراندن یک دوره فشار و شکنجه که طبق گزارش ها آثار کبودی همچنان بر چهره آنها دیده می شود، آزاد شدند. این درحالی است که خانواده پور عبدالله از ضرب و شتم محمد در زندان اوین و انتقال او به زندان رحایی شهر که محل نگهداری زندانیان خطرناک است بدون هیچگونه توضیحی، خبر داده اند.

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران با یادآوری الزامات بین المللی ایران در رعایت حقوق آزادی بیان و تشکل دانشجویان، از مقامات ایرانی می خواهد که بسرعت همه این دانشجویان بازداشتی را آزاد کند، و کسانی را که خودسرانه شرایط بازداشت، نگهداری و شکنجه این دانشجویان را فراهم کرده اند، مورد محاکمه قرار دهد. این کمپین از جامعه بین الملل و مراجع مرتبط سازمان ملل متحد بویژه گزارشگر ویژه بازداشت های خودسرانه و همچنین گزارشگر ویژه ضد شکنجه می خواهد که نقض گسترده حقوق انسانی این دانشجویان را محکوم کرده و الزامات دولت ایران را به مقامات ایرانی یادآور شود.

اعضای انجمن یکشنبه 1388/01/16  نظر بدهید!

بی خبری کامل از وضعیت دانشجویان زندانی

n42.jpg

بی خبری کامل از وضعیت دانشجویان بازداشتی

عبدالله مومنی:بیم آن می رود که دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک را با فشارهای روحی وادار به اعترافات ساختگی کنند

بيش از يک ماه است که ازبازداشت و زندانی شدن تعدادی از دانشجويان دانشگاه پلی تکنيک که به دفن سربازان کشته شده در جنگ ايران وعراق در اين دانشگاه اعتراض کرده بودند ميگذرد. خانواده های اين دانشجويان به جز يک ويا دوتماس تلفنی کوتاه با فرزندانشان هيچ اطلاعی از وضعِيت آنها ندارند.
بر خلاف قوانين ايران و تعهدات بين المللی اين کشور در قبال کنوانسيون حقوق مدنی و سياسی، مقامات قضايی جمهوری اسلامی اجازه دسترسی به وکيل مدافع به دانشجويان زندانی نداده و و همچنين به آنها اجازه ملاقات با خانوداهايشان نيز داده نشده است.
عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان معتقد است : «طبق روال مقامات امنيتی درگذشته، گمان ميرود که اين دانشجويان در بند ۲۰۹ زندان اوين بسر ميبرند.» آقای مومنی می افزايد: «تاکنون مقامات قضايی جمهوری اسلامی هيج اتهامی عليه اين دانشجويان به آنها وارد نکرده و در نيجه معلوم نيست به چه دليلی اين دانشجويان را که بيش از يک ماه از بازداشت آنها ميگذرد در زندان نگاه داشته اند.»
طبق قوانين کيفری در ايران می بايست در ظرف ٤٨ ساعت رسما متهم را از اتهامات عليه وی آگاه و يا وی را آزاد سازند.
اسامی دانشجويانی که در طی دو ماه پيش در تهران بازداشت و زندانی شده اند عبارتند از: عباس حکیم زاده، مهدی مشايخی، نريمان مصطفوی و احمد قصابان و مجيد توکلی، حسين ترکاشوند، اسماعيل سلمانپور، کوروش دانشيار، یاسر ترکمن، و شبنم مدد زاده.

آقای مومنی که خود بارها بازداشت و مدتی در سلول انفرادی بسر برده است بيم از آن دارد که: «بدليل تعطيلات رسمی دوهفته ای نوروز و فضای تعطيل حاکم بر کشورو همچنين محروم کردن اين دانشجويان از ملاقات با وکلای مدافع و خانوداهايشان آنها را در بی خبری کامل نگاه داشته و اين فرصت برای مقامات امنيتی در زندان فراهم شود تا بتوانند القائات خود را به اين دانشجويان تحميل سازند و در نتيجه فشارهای روحی سختی به دانشجويان دربند وارد آيد و آنها را وادار به اعتراف کردن کنند.»
بر خلاف آنچه که در گزارشها آمده، حسن حداد يکی از معاونين قوه قضائيه اخيرا اعلام کرده است: «اين دانشجويان بدليل اعتراض به دفن اجساد سربازان کشته شده در جنگ در داخل دانشگاه بازداشت نشده بلکه اتهام آنها خبرپراکنی در سايت های اينترنتی از جمله سايت خبرنامه دانشگاه پلی تکنيک بوده است.»
عبدالله مومنی با رد ادعای آقای حداد ميگويد: «خبر نامه پلی تکنيک در گذشته اخبار راديکالتری را منتشر ميکرده و تاکنون دانشجويان به اين صورت مورد اعتراض قرار نگرفته و زندانی نشده بودند.»
آقای مومنی علت واکنش مقامات قضايی را اينگونه تفسير ميکند: «مقامات حکومت جمهوری اسلامی سعی براين دارند که به افکار عمومی در ايران نشان دهند آنها شهدا را مستمسک دستگيری دانشجويان قرار نداده اند.»

فعالين دانشجویی وسازمانهای حقوق بشر با توجه به عملکرد مقامات امنيتی با زندانيان عقيدتی در طول ساليان گذشته از وضعيت اين دانشجويان که بيش از يک ماه است در زندان بسر ميبرند شديدا ابراز نگرانی کرده اند. مقامات زندان با قرار دادن زندانيان سياسی در شرايط سخت مانند نگه داشتن آنها در سلولهای انفرادی، ممانعت از ملاقات با وکلای مدافع و عدم اجازه ملاقات با خانوادهايشان، بی خوابی دادن مکرر به زندانيان، همچنين بازجويی های طولانی و ضرب وشتم در هنگام بازجويی زندانيان را وادار به اعترافای ازپيش ساخته ميسازند.
درماه گذشته در ظرف دوهفته در زندانی سياسی بنامهای امير حسين حشمت ساران و اميد رضا ميرصيافی بطور مشکوکی در زندان جان سپردند. و مقامات زندان و قوه قضائيه در مورد علل مرگ آنها سکوت اختيار کرده اند.
روز گذشته مقامات کميساريای عالی امور پناهند گان وابسته به سازمان ملل متحد با انتشار گزارشی در مورد وضعيت جقوق بشر در ايران آنرا پريشان کننده خوانده و اعلام کرده اند آنها گزارشاتی مبنی بر « ضرب وشتم زندانيان سياسی در هنگام بازجويي، نگه داشتن در سلولهای انفرادی، مانع شدن از خوابيدن زندانی، خودداری از اجازه ملاقات با وکيل مدافع و خانواده زندانی، وبلاخره بازجويی های ۲۴ ساعته دريافت کرده اند.»
در خبرنامه دانشجويان در ايران به ادامه بازداشت دانشجویان «چپ گرا» بنامهای محمد پور عبدالله،ساناز اللهیاری، عليرضا داوودي، بهمن خدادادي، مازيار عصومي، ارسلان صادقي و حسين سرشوم اشاره شده که در حال حاضر درشهرهای تهران و اصفهان در زندان به سر می برند.


منبع:صدای آمریکا

اعضای انجمن شنبه 1388/01/15  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی
به علت فیلتر شدن سایت انجمن به آدرس جید مرتجعه فرمایید
فرزاد اسلامی، دانشجوی دانشگاه آزاد تهران مركز بازداشت شد

اعتراض دانشجویان دانشگاه تربیت معلم به کودتاچیان
خانواده زندانیان: اعتصاب غذا می کنیم
مجوز صدور احکام سنگین برای زندانیان سیاسی توسط رهبر صادر شد
انتقاد شجاعانه دانشجوی دانشگاه شریف و برنده المپیاد جهانی از رهبری
تغییر : گزارش دیدار مهدی کروبی و میرحسین موسوی
سیدمصطفی تاج زاده از سلول انفرادی شریعتمداری را به مناظره فراخواند
اعتراض دانشجویی در دانشگاه خواجه نصیر و اعلام همبستگی با دانشجویان دانشگاه آزاد
درباره وب
این وبلاگ توسط اعضای انجمن اسلامی تاسیس(1349)راه اندازی شده و در برگیرنده اخبار صنفی و سیاسی است.

آمار کاربران
 
چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان

لینک دوستان
كميته گزارشگران حقوق بشر
خبرگزاری سبز ایران
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
پایگاه خبری دانشجویان دانشگاه آزاد
خبر نامه دانشگاه امیر کبیر
انجمن اسلامي دانشجويان د. سيستان و...
انجمن اسلامي دانشجويان د. صنعتي شريف
انجمن اسلامي د. دانشكده ادبيات د. تهران
انجمن جمهوري خواه دانشجويان دانشگاه تهران
انجمن اسلامي د. د. علوم پزشكي گيلان
انجمن اسلامي د. دانشكده روانشناسي د. علامه ط.
انجمن اسلامي دانشكده فني د. ش. بهشتي
انجمن اسلامي د. د. علوم بهزيستي و ...
سازمان دانش آموختگان (دفتر ادوار تحکیم)
انجمن اسلامي د. د. شهيد رجائي
انجمن اسلامی دانشگاه ایلام
انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم آذربایجان
خبر نامه انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان
انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی بابل
انجمن اسلامی دانشگاه شهر كرد
انجمن اسلامی دانشگاه بیرجند
انجمن اسلامی دانشگاه بو علی همدان
انجمن اسلامی دانشگاه سهند تبریز
انجمن اسلامی دانشگاه دانشگاه زنجان
انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم سبزوار
دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب
دريافت جديدترين نرم افزز ها
اينترنت و مرورگر
عكس و Wallpaper
آهنگ هاي موبايل
قالب بلاگفا
دانلود فيلم
دانلود آهنگ هاي ايراني
جوك و پيامك قالب وبلاگ

بخش ویژه

صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما




 Design By setareha.net & Publish By setareha


setareha.net

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

بزرگترین آرشیو فیلم های دی وی دی