خبرنامه تربیت معلم:دانشجویان هویت آذربایجانی دانشگاه تربیت معلم تهران در اعتراض به انتشار مطلبی در شماره ۲۶خبرنامه"گفتمان"(پايگاه اطلاع رساني انمن اسلامي دانشجويان تاسيس 68) اقدام به انتشار اعتراضیه نموده اند که متن آن به شرح زیر است:
هوالحق
اعتراضيه دانشجويان هويت طلب آذربايجاني
"يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر او انثي و جعلناكم شعوبا و قبايل لتعارفوا ان اكرمكم عند اله اتقيكم"
سوره حجرات آيه 13
در پي انتشار مطلبي ذيل عنوان "گزارش تحليلي و مستند از تلاش ها قوميت گرايانه در دانشگاه هاي كشور" در خبر نامه گفتمان(پايگاه اطلاع رساني انمن اسلامي دانشجويان تاسيس 68)به شماره 26به تاريخ دهم آذر 1387شمسي جمعي از دانشجويان هويت طلب آذربايجاني دانشگاه خوارزمي در خصوص ايراد اتهاماتي در مطلب مذكور اعتراض خود را به شرح زير به كميته محترم ناظر بر نشريات دانشگاه تقديم مي دارد:
پس از بررسي دقيق مطلب مذكور ابهامات و اتهامات زير در آن مشاهده شده است كه لازم مي دانيم كميته محترم در مورد مسايل مطرح شده جهت تنوير افكار عمومي دانشجويان عزيز اقدامات لازم را مبذول دارد:
1.درخصوص بند 2 خبر نامه كه در آن "جمع دانشگاهيان آذربايجان" را علنا تجزيه طلب خوانده است بدين وسيله اعتراض شديد خود را در مورد اهانت مستقيم به تشكلي كه به گواه تمام مدارك موجود، در تمامي مراحل مبارزه خود جز از طريق مدني و صلح طلبانه و تماما با تاكيد بر تماميت ارضي كشور و تكيه بر اصول 15 و19 قانون اساسي نپرداخته اند درخواست داريم با تمكين تشكل مذكور با ترتيب كامل از سوي سر دبير و مدير مسئول خبرنامه صورت پذيرد.
2.در خصوص بند 3 كه در آن با گذاردن علامت سوال در مقابل عبارت"ملت آذربايجان"در ملت بود شهروندان آذربايجاني، به صورت مغرضانه تشكيك نموده است.بدين وسيله به اطلاع كميته محترم و گردانندگان خبرنامه مي رساند كه طبق اصول علمي جامعه شناسي سياسي ، آذربايجاني هاي ايران تمامي فاكتورهاي مورد نياز يك ملت واحد را دارا مي باشد و تشكيك در ملت بودن آذربايجاني ها اهانت صريح به هويت ملي و بومي آنان مي باشد.توجه داريم كه كثيرالملله بودن غيرقابل انكار بوده و تاكيد بر اين اصل به معناي تجزيه طلبي نمي با شد، چنانچه ممالك بسياري مانند سوئيس،كانادا،هند،مالزي،بلژيك و ... از همزيستي ملل گوناگون تشكيل شده اند و تنوع ملي در آنها نه تنها عامل تجزيه اين كشورها نيست بلكه عامل اصلي ايجاد اتحاد آنها نيز مي باشد.
3.در خصوص بندهاي 1،4،5كه نگارنده مطلب سعي در ايجاد ارتباط معنا دا ر و مغرضان مابين جنبش دموكراتيك وقانوني ملت آذربايجان با دفتر منتقد تحكيم وحدت داشته است، بدين وسيله اعلام مي دارد كه هر نوع حركت دانشجويي و ملي ملت آذربايجان در فعل و هدف، حركتي كاملا مستقل ، خود جوش و مردمي مي باشد و هيچ گونه ارتباطي با جريان ها و احزاب اپوزيسيون هاي داخلي و خارجي ندارد،اگر چنانچه دفتر منتقد تحكيم وحدت در باب حمايت از حركت هاي هويت طلبانه دانشجويان آذربايجاني احيانا بيانيه ها يا اعلاميه هاي حمايت گرانه داشته صرفا براي دستيابي به اهداف تشكلي خود بوده و حركت دانشجويي دانشجويان هويت طلب آذربايجاني اين گونه حمايت ها را بيشتر كاسب كارانه مي داند.
4.در بند 1 گزارش نگارنده مدعي شده است كه اقوام ايراني اعم از كرد و بلوچ و...در تاريخ معاصر براي حفظ هويت ملي ايراني هزينه هاي سنگين پرداخته اند، آنچه كه جاي سوال دارد اين است كه نگارنده بايد ابتدا تعريف جامع و مانعي از "مليت ايراني و هويت ملي ايران"براي خواننده ارائه دهد.نگارنده اين سطور بر اين باور است كه هويت ايراني بهد از روي كار آمدن رضا پالاني (معروف به به پهلوي)تحريف شده است.لذا اگر مقصود خواننده هويت ايراني رضا خاني است بايستي خاطر نشان كرد از آنجايي كه تقرير رضاخاني از هويت ايراني هيچ جايگاهي براي ملل غير آريايي اعم از ترك و عرب و...در نظر نگرفته است و لذا دانشجويان هويت طلب ملت غيور آذربايجان از اين هويت موهوم اعلام برائت مي كند اما اگر مقصود از هويت ايراني هويتي است ك ه در آن عناصر هويتي ملت ترك نيز لحاظ گرديده باشد بديهي است كه براي چنين هويتي هر شخص ساكن در اين كشور از قوم ترك آماده پرداخت هزينه هاي بس سنگين تري نيز مي باشد.
5.متاسفانه علاوه بر مواردي كه در متن گزارش آمده است و شرح آن به تفصيل رفت گزارش مورد بحث از يك تصوير موهوم و كاملا غير علمي بهره جسته كه در واقع نقشه اي از منطقه ي قفقاز مي باشد وهمچنين عبارت هاي بسيار مغرضانه و خيال پردازانه اي كه نشان از عمق عداوت و بيخردي سياسي و نهايت گرايشات امپريالسيتي دارد به چشم مي خورد چنانچه در اين نقشه از كشور مستقل و صاحب كرسي در سازمان ملل و كنفرانس اروپايي با نام جعلي "ايران شمالي"ياد شده است.هر چند بديهي است كه دولت آذربايجان حق اعتراض خود را در خصوص چنين ادعا هاي ارضي را محفوظ خواهد داشت با اين حا ل سوال ما اينجاست كه اكر ما ايرانيان خود را مالك سرزمين هايي مي دانيم كه زماني بر آنها تسلط داشته ايم اولا چگونه است كه كشورهايي چون گرجستان،ارمنستان و نواحي جنوبي روسيه "داغستان"در اين نقشه از گزند خيال پردازي هاي امپرياليستي آقايان مصون مانده است؟هر چند كه اين كشورها و نواحي نيز عينا مانند دولت فعلي آذربايجان در قلمرو امپراطوري ايران بوده اند.چگونه است كه اين ادعا از محدوده مرزهاي دولت آذربايجان فراتر نرفته است؟آيا ارزش خاك ايران در خصوص مالكيت و حاكميت بر ارضي ارمنستان و ساير نقاط مذكور جنبه سياسي داشته و مصلحت اينطور اقتضا مي كند؟
دوما آيا رواست كه براي مثال دولت توركيه نيز امروز در مورد ملت آذربايجان ساكن در ايران، جزيره العرب وشامات كه قريب به 700 سال بر آنها حكم رانده است ادعاي ارضي داشته باشد؟ هر چند كه تغيير نامهايي واقعي و استفاده از نامهاي مضحكي همچون "درياي مازندران" به جاي"درياي خزر"نشان از عمق افكار شونيستي طراحان نقشه دارد،سوال اينجاست كه آقاياني كه براي حفظ پسوند واژه "فارسي" در عبارت"خليج فارس" انچنان سينه چاك مي كنند چگونه است كه نام "درياي خزر" را به همين سادگي تغيير مي دهند؟ در پايان دانشجويان معترض خواستار اقدام فوري اين كميته محترم و عذرخواهي رسمي گردانندگان خبر نامه"گفتمان" در اولين شماره پيش رو مي باشد.
من الله توفيق، شوراي هماهنگي دانشجويان هويت طلب آذربايجاني
|