تبليغاتX
خبر نامه دانشجویان تربیت معلم تهران

anjoman49

اعضای انجمن

anjoman49

http://anjoman49.blogfa.com

خبر نامه دانشجویان تربیت معلم تهران

خبر نامه دانشجویان تربیت معلم تهران

خبر نامه دانشجویان تربیت معلم تهران

این وبلاگ توسط اعضای انجمن اسلامی تاسیس(1349)راه اندازی شده و در برگیرنده اخبار صنفی و سیاسی است. انجمن اسلامی دانشجویان (تاسیس1349)

خبر نامه دانشجویان تربیت معلم تهران

 
کاربر مهمان، خوش آمديد!   امروز  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات





آرشیو مطالب
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1384
هفته دوم دی 1384
هفته اوّل دی 1384
هفته چهارم آذر 1384

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " خبر نامه دانشجویان تربیت معلم تهران " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید.
آرشیو تماس با ما


نامه فرزاد کمانگر معلم محکوم به اعدام، به مناسبت روز معلم

                              

 

آنکه از رگ و ریشه آموزگار است همه چیز را تنها در ارتباط با شاگردانش جدی میگیرد(نیچه)

 به آن روزها فکر میکنم، باید معلم بچه هایی میشدم که در کودکی درد و رنج بزرگسالی را به دوش میکشیدند و در بزرگسالی آرزوهای برآورده نشده کودکیشان را از فرزندانشان پنهان میکردند. معلم دخترانی که با دستانی پر نقش و نگار سوی چشمشان را پای دار قالی میگذاشتند تا هنرشان زینت بخش خانه های دیگران باشد و مژده نان برای سفره خانواده.

 معلم کودکانی که زاده رنج و درد بودند اما امید و حرکت سرود جاری لبانشان بود، کسانی که سخت کوشی و سخاوت را از طبیعت به ارث برده بودند. آنها کسی را میخواستند از جنس خودشان، کسی که بوی خاک بدهد، کسی که معنی نابرابری و فقر را بداند، رفیقی که همبازیشان شود و آرزوهایشان را باور کند. با آنها بخندد و با آنها بگرید. آنها یک دوست، یک سنگ صبور، یک هم راز میخواستند که مثل خودشان بیقرار ساعتهای مدرسه باشد کسی که به ماندن فکر کند نه رفتن. دیری نگذشت که در کنار آنها خود را نه معلم که محصلی دیدم که خیلی دیر راه مکتبش را یافته بود.

 کتابها را بستم که مبادا مرگ و ناامیدی از لای سطور سیاهشان به حلقه شادی و دنیای آرزوهایشان رسوخ کند، هر روز کلاس را به دست آروزها و رویاها میسپردیم و با داستانهای مختلف صفا میکردیم. همراه با ” ماهی سیاه کوچولو ” این بار نه از راه “ارس” بلکه از مسیر سیروان دریای زندگی و حقیقت را جستجو میکردیم. همراه با داستان ” مسافر کوچولو ” برای یافتن دوست به سفر میرفتیم تا آنها لذت سفر را در رویا تجربه کنند و من با مردم بودن را در میان آنها تمرین نمایم. هر داستانی را که میخواندم نقش قهرمانانش را به آنها میدادم غافل از اینکه هرکدام از آنها قهرمانان داستان پررنج و درد زندگی خود بودند. هر روز برای چند ساعت، رنج نابرابری ها و درد ناملایمات را پشت دیوارهای مدرسه به دست فراموشی میسپردیم و روبروی هم مینشستیم. گرمی کلاسمان بوی نان گرمی بود که دسترنج پدر بود و مادر آن را در طبق ” اخلاص و سادگی ” میگذاشت و به مدرسه می آورد تا ظهر، سیر از دیدار هم، کوچه های پر فراز و نشیب زندگی را برای انجام تکالیفمان بپیمائیم و تا فردای دیدار هر کدام به دنبال مشق و تکلیف زندگی پی راه خود میرفتیم.

 “کاوه” با آن جثه نحیف اما استوارش نهار نخورده به جای پدر بیمارش چوپان میشد و غروب هنگامی که گوسفندان را به روستا برمیگرداند، مادر با لبخندی به پیشواز نان آور خانه میرفت تا خستگی کاوه و کرم طبیعت را برکت نام دهد و از پستانهای گوسفندان بدوشد و برای فروش راهی شهر کند و کاوه سرمست از رضایت مادر لبخندی میزد و به کیف مدرسه و تکالیف فرداهایش چشم میدوخت و لبخند زیبایش رنگ میباخت.

 و …. “لیلا” با آن چشمان پرسشگر و نگاهی که تا اعماق وجود فکر آدمی را برای جواب رویاهایش جستجو میکرد کیف مدرسه را که زمین میگذاشت، دوک نخ ریسی را برمیداشت تا او هم کمکی کرده باشد به مادر، برای یافتن نان فردا، و دوک را همراه با آرزوهای کوچک و بزرگش در دست میچرخاند تا ته اش باریک شود چون رشته های لطیف خیال او و باز دوک را میچرخاند و میچرخاند تا شاید روزی دنیا به کام او و مادر تنهایش بچرخد.

 و … “فریاد” با دیدن تکه ابری به پشت بام خانه میرفت و کاهگل آماده میکرد تا مبادا چکه های باران قالی کهنه اشان را بی رنگ و رو تر کند. آنچنان مهارت یافته بود که همراه پدر پشت بام خانه های همه روستا را مرمت میکرد تا چکه های باران مژده نان فردایشان باشد، فقط گاهی میماند از میان سوز سرما و نان فردا برای باریدن باران و برف دعا کند یا نه.

 و …. یاسر پس از مرگ پدر کار میکرد تا جای خالی او را پر کند و بتواند برای برادرش مداد رنگی و آبرنگ بخرد تا شاید آرزوی نقاش شدن خودش را برادرش برآورده کند.

 و … ادریس غایب فصل بهار کلاسمان هر روز با کوله باری بر دوش، خوشحال از اینکه طبیعت او را از سفره گشاده اش نا امید نکرده بود، چند کیلو گیاه برای فروش میافت و به روستا بر میگشت.و من نیز جریمه شده بودم تا هر روز بیقرار از نابرابریها و بیزار از آنچه تقدیر و سرنوشت می نامیدنش در برابرشان بایستم و بارقه های کم سوی امید را در چشمانشان به نظاره بنشینم، در برابر کاوه سرم را به زیر می انداختم و دفترش را از زصورت آفتاب خورده اش که روی آن به خواب رفته بود بیرون میکشیدم و زیر دیکته نانوشته اش مینوشتم ” چوپان کوچولو بیست هم برای تو کم است ” و در کنار لیلا شرمنده از خستگی دیروزش، دستان زبر و ترک خورده اش را در دست میگرفتم تا لطافت دست فرشته ای را لمس کنم و قبل از اینکه حرفی بزنم نگاه نافذ و معصومانه اش هزاران سئوال را همراه داشت و من سکوت میکردم، و در کنار ادریس، عاصی از تکلیف دوباره فردایش دستان تاول زده او را مینگریستم و همراه او از پنجره به دور دستها چشم میدوختم و او از رفتن بهار غمگین میشد و من از رنگ پریده او.

 و امروز با یک دنیا غرور، خوشحالی، بغض، حسرت و کوله باری از خاطرات تلخ و شیرین به آن روزها فکرمیکنم. روز معلم بود که گرانبهاترین هدیه های زندگیم را آنروز از آموزگاران بزرگ زندگی ام دریافت نمودم؛ لیلا ، سه عدد تخم مرغ ، ادریس ، دو کیلو کنگر ، دسترنج یکروزش ، فرشته ، دوشاخه آلاله کوهی ، ندا ، یک عروسک از چوب و پارچه ساخته بود و یاسر یک نقاشی.

 و برای اینکه آن روز را در خاطراتمان جاودانه کنیم قرار شد که آرزوهایشان را با مدادهای رنگین نقاشی کننند. کاوه در حالی که به پدرش فکر میکرد بیمارستانی کشید و زیرش نوشت این بیمارستان مجانی همه بیمارهای فقیر دنیا را مداوا میکند.

 ” فریاد ” که همیشه آسمانی صاف و بدون ابر نقاشی میکرد تا دیگر دست و پای کسی یخ نزند دوباره آسمانی کشید و تا میتوانست خانه های زیبا و کوچک بر آن نقاشی کرد و زیرش نوشت این خانه ها برای کسانی است که خانه ندارند، آسمان هم بزرگ و جادار است مثل زمین نیست که کوچک باشد و مجبور باشیم برای زندگی روی آن پول بدهیم در آسمان برای همه جا هست و من باز هم میتوانم در آن خانه بکشم.

فرشته هم که همیشه برای خودش و خواهرهایش برادری کوچک نقاشی میکرد اینبار به او گفتم که فرشته دنیا را از نو نقاشی کن بدون اینکه کسی تو را بخاطر دختر بودنت کم نبیند، تو را مثل خودت و با خودت ببیند و او یک عالمه عروسک دخترانه کشید که بدور دنیا دست گرفته اند و میخواندند و یاسر مثل همیشه آرزوی پدرش را نقاشی میکرد یک وانت آبی رنگ تا شاید در رویا پدرش کول بری (۱) نکند و قرار شد یاسر نیز سرزمینمان را از نو نقاشی کند بدون فقر و نابرابری، بدون اینکه کول برهای بانه، سردشت، مریوان و کامیاران مجبور شودند برای جابجایی ۱۰ کیلو چای برای دوهزار تومان جانشان را بدهند، او یک منظره زیبا از طبعیت کشید که مردم مشغول کارند و زیر آن نوشت ” کاش دیگر مرگ به کمین نان نمی نشست “.

 فرزاد کمانگر

فرعی ۵ زندان رجائی شهر کرج -۸/۲/۸۷

اعضای انجمن چهارشنبه 1387/02/18  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی
به علت فیلتر شدن سایت انجمن به آدرس جید مرتجعه فرمایید
فرزاد اسلامی، دانشجوی دانشگاه آزاد تهران مركز بازداشت شد

اعتراض دانشجویان دانشگاه تربیت معلم به کودتاچیان
خانواده زندانیان: اعتصاب غذا می کنیم
مجوز صدور احکام سنگین برای زندانیان سیاسی توسط رهبر صادر شد
انتقاد شجاعانه دانشجوی دانشگاه شریف و برنده المپیاد جهانی از رهبری
تغییر : گزارش دیدار مهدی کروبی و میرحسین موسوی
سیدمصطفی تاج زاده از سلول انفرادی شریعتمداری را به مناظره فراخواند
اعتراض دانشجویی در دانشگاه خواجه نصیر و اعلام همبستگی با دانشجویان دانشگاه آزاد
درباره وب
این وبلاگ توسط اعضای انجمن اسلامی تاسیس(1349)راه اندازی شده و در برگیرنده اخبار صنفی و سیاسی است.

آمار کاربران
 
چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان

لینک دوستان
كميته گزارشگران حقوق بشر
خبرگزاری سبز ایران
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
پایگاه خبری دانشجویان دانشگاه آزاد
خبر نامه دانشگاه امیر کبیر
انجمن اسلامي دانشجويان د. سيستان و...
انجمن اسلامي دانشجويان د. صنعتي شريف
انجمن اسلامي د. دانشكده ادبيات د. تهران
انجمن جمهوري خواه دانشجويان دانشگاه تهران
انجمن اسلامي د. د. علوم پزشكي گيلان
انجمن اسلامي د. دانشكده روانشناسي د. علامه ط.
انجمن اسلامي دانشكده فني د. ش. بهشتي
انجمن اسلامي د. د. علوم بهزيستي و ...
سازمان دانش آموختگان (دفتر ادوار تحکیم)
انجمن اسلامي د. د. شهيد رجائي
انجمن اسلامی دانشگاه ایلام
انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم آذربایجان
خبر نامه انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان
انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی بابل
انجمن اسلامی دانشگاه شهر كرد
انجمن اسلامی دانشگاه بیرجند
انجمن اسلامی دانشگاه بو علی همدان
انجمن اسلامی دانشگاه سهند تبریز
انجمن اسلامی دانشگاه دانشگاه زنجان
انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم سبزوار
دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب
دريافت جديدترين نرم افزز ها
اينترنت و مرورگر
عكس و Wallpaper
آهنگ هاي موبايل
قالب بلاگفا
دانلود فيلم
دانلود آهنگ هاي ايراني
جوك و پيامك قالب وبلاگ

بخش ویژه

صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما




 Design By setareha.net & Publish By setareha


setareha.net

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

بزرگترین آرشیو فیلم های دی وی دی